همه چیز در مورد تبریز

ترمینال اتوبوس شهر تبریز یک ساختمان بزرگ و جدید در جنوب تبریز است. پرونده انتخاباتی آقای حسین انصاری از شهرستان نیشابور در ساعت ۱۰/۴۵ روز دوشنبه ۵۹/۳/۱۲ در شعبه دهم مورد بررسی قرار گرفت و به اکثریت آراء تائید گردید . پرونده انتخاباتی آقای هرای خلطیان از اقلیت ارامنه شمال ایران در ساعت ۹/۳۰ روز چهارشنبه ۵۹/۳/۱۴ در شعبه دهم مورد بررسی قرار گرفت و به اکثریت آراء تائید گردید . پرونده انتخاباتی آقای محمد جواد حجتی کرمانی از شهرستان تهران در ساعت نه و نیم روز ۵۹/۳/۱۷ در شعبه پنجم مورد بررسی قرار گرفت و به اکثریت آراء تائید گردید .

پرونده انتخاباتی آقای احمد بهشتی از شهرستان فسا در ساعت نه و چهل و پنج دقیقه صبح روز ۵۹/۳/۱۱ در شعبه ۸ مورد بررسی قرار گرفت و به اکثریت آراء تائید گردید . عصر میآمد و تا فردا صبح میماند. نزدیکیهای آمل کنار جاده یک میدونگاهی بیدرختی هست که تا وسط جنگل میره. جاده که پیچ خورد و سواری ما از نظرشون غایب شد، فوراً تو اون میدونگاهی پیچیدم و صاف تا وسط جنگل روندم. مثل اینکه شوفر متوجه گفتههای ما بود.

من اگه میدونستم شوفر ماشین این یارو است اصلا سوار نمیشدم. اتوبوس میباید مسافر میگرفت و من وقت داشتم که سری به شهر و به بازار آن بزنم. گفتنی است این شهر پیش از اسلام نیز وجود داشته و به دلیل آب و هوای بسیار خوبی که در آن برقرار بوده و رودخانه های روان آن مردم در آن سکونت داشته اند. آب دهان خود را فروبرد. براى این که با آب بازى کردن کار آسانى نیست آن هم در زمستان امروز سلمانى دکانش را مىبندد میرود بقال دکانش را مىبندد میرود براى این که کار نیست. درسته که جوون شوخیه اما راستش رو بخواید آدم نیست.

میبینید که لهجهٔ منم مازندرانی نیست. همین شوفری رو که پشت رل نشسته میبینید؟ من فقط میخوام پشت رل ماشینم بشینم و واسهٔ شماها سگدوی کنم. من شاید یکوقتی هم بزن بهادر بودم. البته مسلول نبود اما شهرستانی بود و تنها زندگی میکرد و در دانشگاه هم درس میخواند. من اگه اینهمه شبها بیداری کشیدهم، اگه خودمو آوارهٔ بیابونها کردهم، اگه زندگی ناچیزم روآتش زدهم، همهش دلم به این خوش بوده که چشمهایی هست که خبر دوندگیهامو با علاقه میخونه و بهش اهمیت میده. من او را و درددلهای او را خوب میفهمیدم.

رئیس- ببیخشید آقای تجف آبادی اگر این را بشما گفته بودند دوتا اعتبارنامه قبلی راکه رد نکردند بهر صورت تعدا که گزارش کمیسیون آمد خود آقایان تشخیص خواهند داد که اعتراض آقای سلامتیان در این خصوص سطخی بوده است یا خیر، خوب بعدا قدر آقای سلامتیان پائین خواهد آمد. نایب رئیس – این صورت مجلس مربوط به یکشنبه ۲۴ است (صحیح است) بعد از این دو جلسه دیگرهم مانده شاید در همان صورت مجلسها اظهارات آقایان منعکس شود آقای نورالدین امامی. پرونده انتخاباتی آقای دکتر موسی زرگر از شهرستان شهریا ر در ساعت ۹صبح روز یکشنبه ۵۹/۳/۱۸ در شعبه ۷مورد بررسی قرار گرفت و به اتفاق آرا تایید گردید.

لازم به ذکر است در دیگر نظریه ها واژه کاوک و یا کاواک به معنی یک جای میان تهی می باشد و به دلیل اینکه کرج در میان کوه های زیادی قرار گرفته است نام آن را کرج نامیده اند. چای و بساطی در کار نبود و ربع ساعتهای تفریح فقط توی دفتر جمع میشدند و به همدیگر نشان میدادند که یکبار دیگر سالم از کلاس برگشتهاند و دوباره از نو.

ارتش یک قسمت فنى است، یک کارگاه است، ارتش ما اسلحههاى گوناگون با وسایل موتورى عجیب و غریبى که دارد دیگر فقط یک دستگاه فنى است و یک دستگاه فنى را با اشخاص غیر فنى نمیتوان اداره کرد، و تعقیب این فکر عملی است غیر منطقى و هر قدر بیشتر پافشارى کنید بیشتر مأیوس خواهید شد، بیشتر نتیجه غلط خواهید گرفت. باور کنید وقتی ماشین باریم زیر پام بود و به پیشواز یک عده مسلح کلاردشتی میرفتم هیچوقت نشده بود که بترسم. وقتی هم که دونستم فقط بخاطر همسفری با شما بود که بلیطمو پس ندادم. لابد شما هم دیدید.

وقتی یکی رو مثل شما میبینم، از خودم بیزاریم میگیره. وقتی هم ازشون مثلا بپرسی «کی میرسیم؟ اما حالا برام تره هم خورد نمیکنند. حتی برادرم تا حالا نخواسته بدونه که من چیکار میکنم. حالا بعضی وقتها که به فکر میافتم به خودم میگم اصلا چرا تو اون واقعهٔ نزدیک امل فرار کردم؟ اما من مثل اینکه عادت کرده باشم میخوام بازم از من بخواند ماشین باریمو داشته باشم و با یکدسته از رفقام، از این شهر به اون شهر، به پیشواز یاغیهایی برم که به جون من و امثال من تشنهاند.

اون اوایل که تواینکار فقط برای خطرهایی که داشت پاگذاشته بودم برام هیچ فرقی نداشت. بعد از یک ماه سه هزارتومن برام فرستاد. بهش اختیار دادم که هر طوری دلش میخاد سواری رو بفروشه و پولشو برام بفرسته. ماشینم در اختیار رفقام بود. یک جیب زیر پاشون بود و مثل برق میاومدند. صبح تا شام سواری اربابش زیر پاشه و خوشگذرانیهایی رو که از دندهٔ ماشینشم بهش نزدیکتره با حسرت نگاه میکنه و میگذره.

فردا صبح وقتی برگشتم هنوز نمیدونستم چه خبره. راحت نیستم. وقتی یزد بودم همهش به فکرش بودم. خود منم بابل به دنیا نیومدهم. و قاطردارهای مازندرانی با بار برنج خود و کره مادیانهایی که بازار را از شیطنت خود پر میکردند راه را بند آورده بودند. به جز در مواردی که ورود و گذر آنها در راستای فعالیتهایی باشد که مربوط به بندهای موارد ذکر شده در پاراگرافهای ۳(b)(i)و (ii) از قطعنامه ۱۷۳۷ سال ۲۰۰۶ و منطبق با پاراگراف ۳ قطعنامه ۱۷۳۷ (۲۰۰۶) باشد.

موارد مذکور در قطعنامههای ۱۶۹۶ (۲۰۰۶)، ۱۷۳۷ (۲۰۰۶)، ۱۷۴۷ (۲۰۰۷) و ۱۸۰۳ (۲۰۰۸) درخواست شده است. هتل بین المللی تبریز هتل چهار ستاره بسیار زیبا که در سال 1351 افتتاح شده است. در سال 87 با توجه به مصوبه 25/12/86 شوراي اسلامي شهر تهران که شهرداري را موظف به پيگيري تجهيز ناوگان اتوبوسراني و تاکسیراني شهر تهران به دستگاههای کارتخوان مینمود، شهرداري تهران تصميم گرفت تا يک نظام مديريت یکپارچه پرداخت الکترونيک خدمات حملونقل عمومي را راهاندازی نمايد.

هر چند اقداماتی که طی سالهای اخیر در جهت عدم تمرکز فعالیتهای اقتصادی صورت گرفته تا حدی در کاهش میزانمهاجرت به تهران مؤثر بوده معذالک پیشبینی شده است که در صورت عدم اتخاذ تدابیر حاد، جمعیت این شهر تا سال 1356 به 5.1 میلیون نفر و تاسال 1366 به 8.9 میلیون نفر برسد. موشکهایی که قادر به حمل و پرتاب سلاح های هستهای باشند و از جمله پرتابهایی که با استفاده از فناوری موشک بالستیک انجام میگیرد و این که کشورهای جهان میباید همه تدابیر لازم برای ممانعت از انتقال فناوری یا کمکهای فنی به ایران در رابطه با این فعالیتها را اتخاذ کنند.

ولی این فکر ذوب آهن همچنان دنبال میشد و از ۳۴ – ۱۳۳۳ به بعد هم سازمان برنامه سرگرم تهیه طرحهائی در این زمینه بود و همه توجهها بطرف مذاکره با کارخانه کروپ برای ایجاد چنین صنعتی در ایران بود. همه بیدر و سقف و تیغهای میان هر دوتای آنها. خودشون بنزین میخریدند و هر جام که میرسیدیم چیزی پیدا میشد که بخوریم و از گشنگی نمیریم. چطور همچی چیزی میشه؟ من که تو این شش هفت ماه هرجا پاگذاشتم تابلوهای سرنگون شده دیدهم و به هر کی برخوردهم با زبون درازش بهم نیش زده چطور میتونم این بدجنسیها رو فراموش کنم؟

که پیش از من دو ماهی مدرسه را بی مدیر گردانده و از دانشسرا هم که درآمده است و میداند تعلیم و تربیت چیست و ازین جور پیزرها. لابد ماشین سواریش هم همون بود که الان میگفتید؟ درست آواره بودهم. لابد میدونید شونرها چه عقیدهای دارند؟ لابد حالام میرید ماشینی چیزی بخرید؟ دنبالمون میکردند. به آمل چیزی نمونده بود. کلاس سوم دم پلهها بود. اعتبارات عمرانی و نوسازی دهات در برنامه چهارم با برآوردهایی که شده سهم بخش عمومی اجرای این برنامه در حدود دو سوم جمع کل اعتبار به مبلغ ۹۱۰۰ میلیون ریال و سهم خودیاری روستاییان و انجمن دهات یک سوم به مبلغ ۴۳۱۵ میلیون ریال پیشبینی گردیدهاست.

من از خودم میپرسیدم این چیست که مرا به تعجب و نفرت وا خواهد داشت. من کار دیگهای که ازم برنمیاد. ولی یک بار از یکی از مقامات وزارت تبلیغات پرسیدم که آیا این کار با اطلاع آنها انجام میگیرد یا بیاطلاع آنها؟ صنایع شهید خرازی: صنایع شهید خرازی تحت تملک یا تحت کنترل یا از جانب گروه صنعتی شهید باکری عمل میکند. تخصیص قسمت عمده اعتبارات سیستم بانکی به شهرستانها و ایجاد تسهیلات اعتباری بیشتر برای سرمایه ثابت و در گردش صاحبان صنایع وبازرگانان شهرستانها.

دیدگاهتان را بنویسید