مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۵ آذر ۱۳۳۱ نشست ۴۷ – ویکینبشته

که یک عدهای در یک دادگاه خاصی محاکمه شوند یک جمعی در یک دادگاههای عمومی اگر یک ماموری در اقصی نقاط این کشور متهم به گناهی شد که ارتباط بامامورین دولت داشت بایستی سیصد فرسنگ راه بیاید تهران و شش مته، یکسال در اینجا سرگردان بماند تا عاقبت معلوم شود که بی گناه بود یا گناهکار در جائی که دادگاههای عمومی در تمام کشور در نقاط مرکزی بسط دارد لازم نیست که یک عائلهای بیچاره بشوند همان در محل محاکمه میشوند اگر گناهکار بود مجازات میشود گناه داشت تبرئه میشود معایب دیگری که دارد این است که هرکاری را بخواهند نشود در این مملکت یک پرونده پیدا میکند و میرود دیوان کیفر کارکنان دولت و دیگران را هم مایوس میکنند نظیرهمان شرکتی که برای برق تهران تاسیس شد جناب آقای ابتهاج اینجاهستند گویا ایشان شهردار بودند جمعی حاضر شدند سرمایه بدهند شرکتی تاسیس کنند که برق تهران را تامین کند اینها که به یک همچو کار عام المنفعهای میخواستند دست بزنند قبل از اینکه به نتیجه برسد همه را به دیوان کیفر کارکنان دولت کشیدند همه هم استعفا کردند یا ادارات دولتی که امور حیاتی مردم را در دست گرفتهاند با داشتن تمام وسایل ارز و راهآهن و پول موجود در بانک ملی نتوانستند قند و شکر این مردم را تامین کنند در حالی که در دنیا هیچ محدودیتی برای فروش قند و شکر نبود یک عده تاجر آبرومند را بردند دیوان جزاو بااین که دلیلی هم پیدا نکردند شجاعت این را هم نداشتند که یک قرار منع تعقیب عاقبت صادر کنند آقایان یک تاجری که در دنیا اعتبار دارد سروکار دارد وقتی در رادیوها گفته شد وقتی در جراید نوشته شد که این مجرم است اعتبار او طوری لطمه میبیند که اعتماد آن اعتبار در عمرش برای او مشکل است آیا با این وضعیت کسی حاضر است بیاید سرمایه خود را صرف دستگاههای تولیدی کند البته اطمینان لازم است یکی دیگر از این دستگاههای اختصاصی دادگاه اختصاصی دارائی است این هم یکی از عوامل بدبختی این مملکت است بایستی که هرکس دولت مدعی او شده و متاسفانه دولت مدعی همه هم هست کیست که از ادعای دولت معاف باشد او را نمیدانم باید برود و در دادگاه اختصاص دارائی هر چه آقای وکیل دولت پیش نویس کدئ البته همه شان خیر ئ، اکثرشان آن قضاوت رای صادر میکنند یک نفر کارمند دارائی رااز مازندران فرستادهاند در راس دادگاه اول دادگاههای دارائی که مقدرات مردم را تعیین کند بنده از جناب آقای وزیر دارائی از جناب آقای وزیر دادگستری استدعا میکنم احکامی را که در این مدت کم این مامور صادر کردهاست اشخاص را مثل آقای سید محمد امامی که در دیوان کشورهستند این قبیل عناصر قضائی را مامور کنند این احکامی را که صادر کردهاست ببینند اگراحکامی راکه صادر کردهاست منطبق با موازین قضائی هست بنده اینجا میآیم م تشکر میکنم و استدعا میکنم تشویقش هم بکنند (صفائی – اسمش چیست؟) میرمیرانی (پیراسته -آقامیرمیرانی قاضی است) بنده میگویم رسیدگی بکنند اگر قضاوت آن صحیح است بنده از ایشان تشکر میکنم (صفائی – جوان خوبی است) جوان خوبی است طیاره بلد نیست بسازد جوان خوبی است قضاوت را نمیداند (صفائی – مازندرانی است آقا) عرض کنم قاضی باید قوی و شجاع باشد قاضی همینطور که مصون است بایستی تحت تاثیر هیچ قدرت و شخصی واقع نشود عرض کردم برای مثال عرض کردم، زیرا از این حرفها زیاد است اکر این قاضی خوب بود از ایشان تشویق کند اما اگر احکام او منطبق باموازین قانونی نیست فکرنکند که یک عائلهای را بدبخت کردهاست اهمیت ندارد به امنیت و اساس این کشور لطمه نزنید آقا همین جزئیات است که مانع است هرکسی دست بکار اجتماعی مولود همین وضعیتها است بنده یک چیزهائی را اطلاع حاصل کردم که اجازه میخواهم توجه بفرمائید ببینید یک جا چقدر دقیق است کارها و یکجا چقدر مورد بی اعتنائی است حسن محمد سوزن بان راهآهن در دیماه ۱۳۲۲ موقعی که واگونهای هیزم از مازندران به ایستگاه راهآهن میرسد و بوسیله چرخ به شهر حمل میگشت این آدم در کنار جوی خیابان یک تکه هیزم که از چرخ گویا افتاده بود پیدا میکند و برمیدارد و به خانهاش که در گودالهای جنوب شهر است میبرد پاسگاه نگهبانی راهآهن او را تعقیب و استنطاق میکنند و معلوم میشود که وزن هیزم چهارکیلوگرم است و به قیمت کیلوئی ۵ ریال ۲۰ ریال تقویم میشود پرونده کیفری تشکیل میشود به دادسرای دیوان کیفر احاله میگردد بازرس بعد از استنطاق زیاد قرار کفیل به مبلغ دویست ریال صادر میکند متهم از معرفی کفیل عاجز میماند قرار تبدیل به دویست ریال وجه الضمان نقد میشود از این بیچاره میگیرند پس از آن بازپرس دیوان کیفر در طول چندین سال مشغول جمع آوری ادله میشود و قرار مجرمیت حسن فرزند محمد به سرقت یک تکه هیزم به مبلغ ۲۰ ریال صادر میگردد آن وقت این اصطلاحات قضائی را آقایان قضات بهتر میدانند اضافه میکند مینویسد اگراین هیزم لقطه محسوب نبود یعنی مالی که در معابر پیدا شدهاست بایستی جاربزنند، اگر صاحبش پیدا نشد که هیچ والا تعقیب شود خلاصه این موضوع چندین سال تعقیب میشود در جراید اعلان میکنند پیدا نمیشود وکیل مسخر تعیین میشود در ۱۳۲۸ این حسن تبرئه میشود به حکم غیابی حالا ملاحظه بفرمائید آقایان به این عمل چقدر خرج تعلق گرفته اما صحیح است برای اینکه اسم دزدی در قاموس ایران وجود نداشته باشد این حسن سوزن بان باید پدرش در بیاید این حسن سوزن بان که نه خانه دارد و نه هیچ از سوزن بان تا بالا همه گرفتارند البته اگر دادگاه دادگاه خاصی نباشد اینطور افراد گرفتار نمیشوند از طرفی مجلس برای آسایش مردم تبصره ۳۰ از ماده ۴ قانون بودجه را تصویب میکند ۶ ماه مهلت میدهد به کسانی که مزاحم مردم هستند به صاحبان این کورهها یدستگاهی که با صدا و تعقن سلب آسایش مردم کردهاند ۶ ماه دولت به آنها و ۶ ماه به دولت مجال میدهد که این کار را اصلاح کنید آیا آن قانون اجرا شدهاست که تماس با آسایش مردم دارد یاخیر؟

نایب رئیس – چند نفر از آقایان اجازه نطق قبل از دستور خواستهاند دستور جلسه هم برنامه دولت است با اینکه وقت تشکیل جلسه قبلا به اطلاع دولت رسیدهاست معهذا حضور ندارند و باید در آتیه رعایت کنند که سروقت حاضر باشند (صحیح است) آقای دکتر جلالی بفرمائید. اقتصاد کشور ما دچار بحران شده و اگر یک قشون اجنبی هجوم به کشور ما آورده باشد من بدتر میدانم من متاسفم نمیتوانم اینجا صحبت کنم ولی از جائی که خوب برهمه آقایان معلوم بودهاست که ما اوضاعمان بد است در اطراف بدی اوضاع هم صحبت کردن یک چیز زایدی است ولی این مطالبی را که بنده اسم بردم از وزارت اقتصاد ملی یعنی این وزارت اقتصاد ملی که کاپیتان ببخشید ناخدای کشتی اقتصاد ما است من نمیدانم چه کرده ولی آنقدر میدانم که تمام صادرات خوزستان از کنجد، بزرگ، کتیرا و خرما همین خرمائی که سالی ۲میلیون دلار از امریکا پول به این کشور میآورد الان موجود است و امسال هیچ چیز صادر نشده تمام آنها موجود در انبارها است به طوریکه شنیدم پسته سیرجان و دامغان و رفسنجان و فرش کرمان و خشکبار آذربایجان که بنده آنجا را دروازه ایران میدانم دیدهام چه خشکباری از آذربایجان صادر شدهاست حالا هم ماندهاست در انبارالبته بازرگان باید بازار پیدا کند ولی وضعیت تهیه بازار روی اوضاع دنیا و بعکس فرضاً امریکا پسته ما را نخرد نمیشود در دریا ریخت کشورهائی هستند که از حیث ارزی دچار اشکال هستند ولی ما میتوانیم یعنی وزارت اقتصاد ملی میتواند یک معاهداتی معاملاتی، پیمانهائی ببندند در مقابل این اجناس جنس بیاورد خوب یک حساب دو دو تا چهار تا است میگویند چرا ما دچار بحران شدهایم شما یک پوست گاو میش را آب پرکنید تا بعد از ظهر قطره قطره از او بچکد هیچ ازش نمیماند ما در سال ۱۳۱۸ بیست و پنج هزار تن خرما بنده صادر کردم آمار گمرک هست ببینید از سال ۱۸ تا ۲۱ و ۲۲ چه ارزی وارد این کشور شدهاست من دیروز رفتم این را تحقیق کردم صادرات مال در سال ۲۸ فقط در حدود ۸ میلیون پوند ارز صادراتی داشتیم آقا به خدا من تعجب میکنم ۸ میلیون پوند ارز صادراتی در مقابل میلیاردها واردات چطور میخواهید ما سر پا بمانیم، چطور ما بتوانیم اظهار حیات کنیم، این چطور میشود من نمیفهمم من از نظر اینکه حرفهام بازرگانی است من ناگزیرم به آقایان وکلا عرض کنم که شما وکلای شهرستآنها هستید بیائیم محض الله برگردیم پشت سرمان را ببینیم که ما از کجا انتخاب شدهایم اینهائی که مارا انتخاب کردهاند اینها چکار میکنند وضعیتشان چیست تمام محصولشان الان آمده، ما هیچ چیز نداریم باید گفت که ما امنیت اقتصادی نداریم، امنیت فقط آن نیست که خانهها محفوظ باشد یا طرق و شوارع محفوظ باشد امنیت اقتصادی اینست؟

تصور میکنم بعد هم تصویب نامهای صادر شد که این تخفیف را به ۷۵ درصد رسانید به طوریکه اطلاع حاصل کردهام همان بیست و پنج درصد اولیه را که تخفیف قائل نشدهاند و ضمن عرایضم مناسب میبینم توضیح بدهم که عرایضی را که اینجا عرض میکنم از نظر حمایت طبقه بازرگان تنها نیست و با نهایت تاسف باید گفت این طبقه حساس کشور وحدت خود را از دست داده و حقوق خود را حفظ نمیکنند اطلاع دیگری حاصل کردم که پنجاه میلیون تومان ما به التفاوت فروش گواهینامههای ارز را بانک ملی به اختیار وزارت دارائی گذاشتهاست (صحیح است) و حقاً بایستی این پول یا به صادرکنندگان کمک بشود یا از اعتبار این بازرگانان صحیحالعمل صادر کننده استفاده کنند چون ارتباط مستقیم دارد با صادرات کشور لطمه وارد آوردهاست مالیاتهای غیرمستقیم خارج از حدود مروت و انصاف است.

در زمان سلطنت رضا شاه پهلوی کارهای اقتصادی بزرگی در این مملکت شد، یک فعالیت اقتصادی بسیار زیادی همه آقایان به خاطر دارند که ما جادهها، پلها، ساختیم در تمام سواحل شمال مهمانخانهها ساختیم، سربازخانهها ساختیم، جاده چالوس ساخته شد، کارخانه حریربافی جالوس و بهشهر وارد شد، کارهائی که خود دولت کرده من جمله کاربزرگی که شد راهآهن سرتاسری ایران را کشیدیم در ۲۳ مهرماه ۱۳۰۶نخستین گلنک ساختمان راهآهن زده شد و در چهارم شهریور ۱۳۱۷این دو خط شمال و جنوب به هم وصل شد در ظرف مدت ۱۱ سال مطابق صورتی که بنده از کتابخانه مجلس شورای ملی بدست آوردم ۲/۱۸۸/۳۳۴/۲۲۰ ریال مجموع خرج این راهآهن شده یعنی حد وسط خرجی که فقط برای راهآهن شده ۲۰۰میلیون ریال است، پرکارترین سالها را در سنوات گذشته بسنجید سال ۱۳۱۵ است که در عین این که فعالیت اقتصادی در تمام ایران شده، راهآهن ساخته میشد و موجودی پول ما در بانک ملی ایران نودونه میلیون و ششصد و چهل و هفت هزار و دویست و سی ریال بود یعنی ما در بانک ملی ایران خودمان به اندازه نصف پولی که راهآهن هم بسازیم موجود نداشتیم، معهذا ما راهآهن را میساختیم، کارخانه حریربافی چالوس در جریان ساختمان بود تمام این کارها را میکردیم، امروز ببینیم چقدر پول داریم، امروز در خزانه بانک ملی ایران در ۱۵ بهمن ۱۳۲۸ در خزانه بانک یک میلیارد و ۷۹۴میلیون ریال پول داریم یعنی ۱۷ برابر آنچه که ما در سال ۱۳۱۵ در خزانه بانک ملی ایران پول داشتیم امروز پول داریم معهذا فعالیت اقتصادی ما این است، ما در آن تاریخ راهآهن میساختیم، این همه راه شوسه میساختیم این همه کارخانجات دولتی وارد میکردیم، امروز ۱۷ برابر آن روز پول داریم یعنی اگر ما بخواهیم این فعالیت اقتصادی را که در آن سالها داشتیم حالا هم شروع بکنیم میبینیم پول به اندازه کفایت داریم اینها یک ارقام خیلی صحیح و برجسته ایست که نمیشود منکرش شد البته وقتی که این ارقام را مقایسه میکنیم یک مطلبی را باید در نظر بگیریم و ببینیم که یک تومان امروز ارز شش نسبت بگذشته چقدر است، نسبت به سال ۱۳۱۵ چقدر است من در عرایضم عرض کردم که امروز هزینه زندگی ۹ برابر بیشتر است یعنی با ۹ تومان پول، ماامروز میتوانیم کاری را انجام بدهیم که در ۱۳۱۵ با یک تومان پول میتوانستیم بکنیم بنابراین اگر نه برابر ۱۳۱۵ در خزانه بانک ما پول بود ما میتوانستیم تمام آن فعالیتهای اقتصادی که در سال ۱۳۱۵ انجام شد و بنده توضیح دادم امروز همان کارها را انجام بدهیم ولی عوض ۹ برابر ما ۱۷ برابر پول داریم بنابراین پول برای چه میخواهیم چیزی را که ما باید جستجو کنیم و بدست بیاوریم او اعتماد مردم است بدستگاه دولت و آن را باید بدست بیاوریم در شهریور ۳۲۰ یک پنج ریالی میدادید یک من برنج میدادند امروز باید لااقل ۶/۷ برابر آن را بدهید که یک من برنج بدهند بنابراین مقدار اسکناس تاثیر ندارد چیزی که تاثیر دارد ارزشس اوست، قوه خرید اوست بنابراین این فرمایشی که جناب آقای وزیر دارائی میفرمایند من میترسم که باز یک لایحه جدیدی بیاورند اینجا و هزینه زندگی را خدای نکرده باز ببرند بالا بدون اینکه کوچکترین قدم مثبتی برای برنامه هفت ساله برداریم و این یک بهانه ایست خدای نکرده ما باید کوشش کنیم اعتماد مردم را به دست بیاوریم، مردم به دستگاه دولت اعتماد بکنند آن وقت خواهیم دید که به اندازه کافی ما پول داریم احتیاج به نشر اسکناس جدید نداریم حالا یک مقایسه کوچکی به آقایان بفرمایند در سال ۱۳۱۵در دست مردم ۸۱۳ میلیون ریال پول بوده یعنی ۹۹ میلیون ریال دست بانک و ۸۱۳ میلیون ریال دست مردم که جمع آن ۹۱۲ میلیون ریال بود، امروز دست مردم ۶میلیارد پول موجود است یعنی مطابق تقسیمی که بنده کردم ۷ برابر و نیم آنچه که در سال ۱۳۱۵ در دست مردم پول بود امروز در دست مردم است، در دست دولت که بانک ملی ایران باشد ۱۷ برابر و در دست مردم هفت برابر و نیم برابر این احتیاجی نیست که ما امروز بیائیم باز یک مقدار اسکناس جدید بیاوریم و هزینه زندگی را ببریم بالا و تمام دستگاههای اقتصادی را به هم بزنیم ما باید دنبال یک چیز برویم و آن این است که اعتماد مردم را به دستگاه دولت به دستگاه قوه حاکمه زیاد کنیم و چیزی که هست همین است که هست و اگر نوبت بنده هم رسید عرض خواهم کرد حالا جناب آقای دکتر معظمی میفرمایند که یکربع وقت بنده تمام شدهاست به هرحال این یک مسائلی است که وقت بسیار میخواهد که انسان تمام را بگوید و مقایسه کند اگر از اول به کسی بگویند فقط ۱۵ دقیقه وقت داری میبینید که اگر همین صورت را بخواهد نخواند ۱۵ دقیقه وقت میگیرد، بنده عرض خودم را خاتمه میدهم خواستم که به جناب آقای وزیر دارائی، آقایان وزراء که تشریف دارند از قول بنده عرض کنند که یک لایحهای به مجلس در دوره گذشته آوردید مجلس شورای ملی عالماً و از روی فهم و دانسته که بنده از مخالفین بودم مخالفت کرد و بصلاح مملکت نبود و تصویب نشد و بعد هم یک نفر متخصص از بلژیک رئیس الوزرای سابق خواست آمد، گزارش داد که در حال حاضر نشر اسکناس جدید ضرورت ندارد حالا این چه مطلبی است که در مجلس سنا میفرمایند آخر این چه بدبختی است در این مملکت آقایان دیگر بنده بیش از این عرضی ندارم.

من خیال نمیکنم که پشتوانه هرکشوری یا ثروت هر کشوری یک حساب جاری باشد که ۱۰۰ هزار تومان پول توی بانک داشته باشد یا خیال بکنید من ده تا عمارت دارم اعتبار هرکشوری فعالیت در صادرات است پول بیاید به کشور والا من چند من اسکناس در بانک داشته باشم والله اینها رامن در مقابل یک من آهن برایش ارزش قائل نیستم، برای اینکه ما صادرات باید داشته باشیم در مقابل واردات من پاداشهائی کرده بودم ولی اینجا عرض نمیکنم ولی استدعای بنده اینست چون شنیدهام آقای دکتر نصر مرد عالی رتبهای هستند به همین سبب اسم از وزارت اقتصاد ملی بردم البته ایشان هم بسمع مبارکشان خواهد رسید ولی خواستم عرض کنم که وزارت اقتصاد ملی یک کشتی است که تهاش سوراخ است اول این کشتی را تعمیر بکنید و ببینید تکلیف چیست بعد شروع بکنید که بروند ساحل نجات، در خوزستان امروز میگویند پول هست، شرکت نفت هست، پول خرج میکند نمیدانم کمیسیونر هست بنده میتوانم ثابت کنم که خوزستان فقیرترین جاها است، الان شرکت نفت دارد پشت سرهم کارگرهایش را جواب میکنداگر این شرکت نفت خوزستان پایمال قشون اجنبی بود، مالیاتی که خوزستان میدهد، هیچ جا نمیدهد، بنده میتوانم ثابت کنم ولی وقت نیست الان توی این بحرانی که مردم بدبخت بیچاره افتادهاند شرکت نفت شروع کردهاست به بیرون کردن کارگرهایش بنده حالا نمیخواهم معترض بشوم که اگر یکی پانصد تومان حقوق دارد ۴۵۰ تومان شرکت به او جنس میدهد پنجاه تومان آخر ماه پول به او میدهد – من البته اهل خوزستان هستم و گفتن این مطالب ممکن است باعث رنجش عدهای بشود ولی من هیچ اعتنائی ندارم و این حرفها را میزنم به پشتیبانی ملت خوزستان که مرا وکیل کرده (خسرو قشقائی – تمام ملت ایران را بفرمائید)اسم بردم از همه جا هم بردم ولی چون از سیاست اطلاعی ندارم اما راجع بفن خودم میتوانم راجع به قسمت بازرگانی صحبت کنم و ثابت کنم که ایران، آذربایجان، خراسان، هیچ تفاوتی برای من ندارد (صحیح است)همهاش یکی است چون از خوزستان آمدهام و اطلاعات من زیادتر است راجع به خوزستان باید آنجا را شاهد بیاورم که آقایان بدانند قضیه از چه قراراست، این است که قضیه جواب دادن کارگران شرکت نفت خیلی تاثیر به اوضاع اقتصادیات خوزستان دارد، البته باقی آن بسته به نظر دولت است چون بنده نمیخواهم برای اینکه اساساً میل به تنقید ندارم خوب همیشه اصلاح طلب بودهام و امیدوارم اوضاع رو به اصلاح رود، اما چیزی که خیلی خیلی مورد نظر بود همین موضوع صادرات است بنده که عرض کردم نسبت به صادرات میخواستم عرض کنم که محصول خیلی بد بود و از این هم بدتر اما چیز بدتری که میخواستم عرض کنم یک موضوع …

درموقع فروش از روی درآمدش است یک درآمد همین جریبانه باغدارهای خارج از سکنهای هستند که جزء درآمد آن حساب میکنند بایدباخود زارعین این اعیان تقویم بشود ودرواقع جزء درآمد گذارده شود نه اینکه مستقیماً خودوزارت دارایی آنرابخواهد بفروشد مگرآنکه زارعین خودشان حاضر بشوند ودرموقع خرید قرارداد ببندند بادولت که ما این دسته صاحبان اعیان خارج از سکنه را که درشهرها نشستهاند مجزا میکنیم آن وقت است که بازخود وزارت دارایی یعنی صاحب آن ملک هرکس که هست یادولت است آن اعیان راعرصه اش راتقدیم میکند وبه آنها واگذارمیکند ولی قاعدتاً باید باخود صاحبان املاک خریداری بست چرا؟

یک عنصر دیگری هم است آقای گودرزنیا که پدر او نماینده مجلس بود سابقاً و این هم تعجب است که فطرتاً پاکدامن است این آقای گودرزنیا مرض درستی دارد در این مملکت (یک نفر از نمایندگان -گودرزنیا خودش وکیل بود) پدر این گودرزنیا که وکیل بود این شخص یک خانهای و امالک بود و شاید راضی نباشد که این اطلاعات اینجا گفته شود این خانهاش حراج شد و طلبکارها بردند در حالی که از اگر مثل بعضی از همقطارهایش انجام وظیفه میکرد از حالا تا شب عید شاید دویست هزار تومان پول میگرفت حالا از این افرادی که اینقدر نادر هستند در دستگاه دولت، مقتضی است که حق شناسی بشود تا دیگران هم تاسی بکنند (صحیح است) تا درستی در این کشور تشویق بشود وقتی که یک آدم درست را تشویق نکردند اگر آدم باوجدانی هم بود راضی نمیشود ولی اجبار پیدا میکند که نادرست بشود.

ارباب – بنده مقدمه اصل سیزده قانون اساسی رابرای برادران ارجمند، مخبرین جراید که مربوط به طبع مذاکرات مجلس است قرائت میکنم، مذاکرات مجلس را روزنامجات میتوانند به طبع برسانند بدون تحریف و تغییر معنی تاعامه ناس از مباحث مذاکره و تفضیل گزارشات مطلع شوند مطالبی که اینجا گفته میشود خیلی دیده شده که یا تحریف شده یا مفهوم واقعی خود را ازدست دادهاست از جمله راجع به ادارات نگهبانی و ژاندارمری که در جلسه پیش بنده اینجا صحبت کردند مربوط به فرماندهان دسته نگهبانی و ژاندارمری کرج تذکری دادم که اختلافی دربین اینها است و در روزنامهها طوری دیگر نوشته شده بود مفهموم درج مطلب در روزنامه این است که فرماندهان کل ژاندارمری نسبت به مکان با هم دعوا کردهاند خواستم این قسمت را تصحیح کنم که ابهام و اشتباهی باقی نماند اما بعد مطلبی که راجع به نگهبانی و ژاندارمری مجال نشد در جلسه پیش تمام کنم این است که این دو تشکیلات چنان چه جهات فنی اجازه بدهد یکی بشود و به جای بیست هزار نفر که چهار هزار نفر ژاندارم و ۱۶هزار نفر نگهبان است هفده هزار نفر بشود که حقوق آن سه هزار نفررا بدهند که آن هفده هزار نفر تا کمکی هم شده باشد به آنها، و شاید امنیت کشور بدون اختلاف نظر مفیدتر باشد و نیز ناگزیرم در اینجا یک حقیقتی را به عرض آقایان برسانم یکی از دوایری در مدت کوتاهی بدون سروصداتصفیه شدهاست اداره نگهبانی است، افسرانی که انجام وظیفه میکنند در آن اداره اکثراً خوب و همه جا مردم از آنها راضی هستند و تقویت این اداره را به نام یک نفر ایرانی از جناب آقای وزیر جنگ خواستارم در جلسه پیش عرض کردم من موافق دولت هستم و موافق مشروط و شرط موافقت را هم عرض کردم که توجه به مشکلاتی است که در سالهای اخیر تدریجاً ایجاد شدهاست تا اینکه دولتی وارث آن وضعیت شدهاست به مناسب روز سازمان یک تذکری مربوط به یکی از شعبات سازمانها میخواهم عرض کنم همه آقایان مستحضر هستم که کانون کارمنشعب از سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی که مدتی است تاسیس شدهاست و عدهای از افراد خیر اوقات خود را بدون دریافت دیناری کارمزد و حقوق صرف اداره این کانون میکنند با نهایت تاسف اطلاع پیدا کردم که شهرداری به این کانون آب نمیدهد، اداره آمار حاضر نیست به افرادی که جمع آوری کردهاند شناسنامه بدهد که ناچار شدهاند شناسنامه داخلی ترتیب دادهاند و در خود کانون شناسنامه صادر میکنند به نام حسن و حسین وغیره که اگر آنجا حسن آمده بود اشتباه نشود، دبستانی دارد که گویا وزارت فرهنگ هم متاسفانه معلم نمیدهد، خوبست دولت به این قبیل موسسات عام المنفعه توجهی بکند.

حتی پیشنهاد میکنم از این دهات خراب خالصه را که نزدیک تهران است خوبست باین کانون واگذار کنند تا باغیان و زارع و گل کار تربیت کند با اصول فنی اما اصل موضوعی که در اول دوره پانزدهم مورد تقاضا بود و یکی دومرتبه هم تذکر دادم موضوع امنیت قضائی است در کشور و قطع تماس مامورین در امور مردم چنانچه این دو اصل اصلاح شد اطمینان داشته باشید صدی پنجاه بدبختیهای این مملکت اصلاح خواهد شد باز برای رفع هرگونه تعبیر خلاف واقعی ناچار به تذکر این حقیقت هستم که جناب آقای دکتر سجادی که در راس قوه قضائیه فعلا قرار دارند شخصاً مردی هستند مورد علاقه اغلب آقایان و بنده که بسیار به ایشان علاقه دارم زیرا در دوره خدمات دولتی ایشان در صفحه کارهای ایشان یک نقطه تاریک بنده سراغ ندارم اما وضع دادگستری ما خیلی بداست امنیت قضائی نیست هیچکس امنیت ندارد در این کشور حتی خود جناب آقای دکتر سجادی هم امنیت ندارند چون ما وارد زندگی مردم هستیم و میدانیم و این موضوع را هم باز نگفته نگذارم که در وزارت دادگستری قضات شریف پاکدامن و قانعی هم وجود دارند که در کمتر از سازمآنهای ما نظیر این اشخاص پیدا میشوند اما خوب در اقلیت هستند و وضعیت درست نیست دستگاههای هم آهنگ نیست و با نبودن عدالت اجتماعی بنده معتقدم ناشی از ضعف قوه قضائی است آن مطلب دامنه بسیاری که بیان من قادربادای حق مطلب نیست مضافاً باینکه وقت هم کافی نیست یکی از تشکیلاتی که به اساس امنیت قضائی لطمه زده به عقیده بنده این دادگاههای اختصاصی است این کاپیتولاسیون داخلی است این یعنی چه؟

نایب رئیس ـ یکی از آقایان که اسم نوشتهاند برای نطق قبل از دستور نوبت خودشان را به شما بدهند در غیر این صورت مقررات اجازه نمیدهید، آقای تیمورتاش بفرمائید. دنیا میبیند که هیچ کشور و ملتی نیست که به تنهائی و خودی خود بتواند بر مشکلاتی که در پیش دارد فائق بیاید بنابراین همکاری یک مفهوم خیلی بسیط تر و بزرگتر و واقع تری به خودش گرفتهاست، در اینجا صحبت از هزار فامیل به میان آمد گفتند که اصلاً همان فرمول خاطر آسوده باشد دنیا به بهترین وجهی برای ایران میگردد و ما هم برتمام مشکلات فائق آمدهایم و هیچ مشکلی دیگر در پیش نداریم حتی از این بالاتر گفتند که کمونیسم در این کشور وجود ندارد من میخواهم ادعا کنم که کمونیسم در این کشور هست به دلیل اینکه بی عدالتی، فقر، مسکنت، بیچارگی، بدبختی اینها همه عناصری هستند که کمونیسم را در همه جای دنیا بوجودآوردند و بدبختانه در این کشور هم اگرما دوای عاجلی برای اینکار نکنیم بوجود میآورند (صحیح است) آقایان این فایده ندارد که ما بیائیم در پشت این تریبون و بگوئیم که دنیا خوبست، که ما راحت هستیم، ما مرفه هستیم، ما خوب زندگی میکنیم به خاطر بیاورید آن روزی را که چرچیل این فاتح جنگ دوم مهام امور انگلستان را در دست گرفت و انگلستان را فاتح و پیروز کرد اولین پیامش این بود که من جز اشک و خون و آه برای شما هیچ ندارم ولی یک چیز دیگر هم گفت، گفت من این اراده را دارم و ملت انگلیس این اراده را دارد که بر مشکلات فائق بیاید، امروز هم فایده ندارد، آقایان که ما بنشینیم و بگوئیم دنیا خوبست و ما آب گوارا مینوشیم ما بیائیم این جا و بگوئیم بد است، بد است، بد است و این اراده را داریم که خوبش بکنیم و آن چیز را که از گذشت از فداکاری، از خود گذشتگی که باید بروز بدهیم برای این کار قدرت و جرات و شهامت این را داشته باشیم که بکنیم اگر به ما گفتند که همه چیز خوبست من از شما سئوال میکنم کدام دولت است که میخواهد به شما کمک بکند، کدام دولت است که بخواهد با پشتیبانی خودش رفع این محظورات را از شما بکند ولی اگر گفتند که ما نیازمند هستیم به کمک شما و این کمک شما را در عالم استقلال خودمان میخواهیم آن وقت است که دولتهای دنیا و کسانی که خواهان رفاه و آسایش تودهها هستند به شما کمک خواهند کرد نکته دیگری که باید عرض کنم این است امروز کشورها دو نقش دارند یکی نقش ملی خودشان و دیگری نقشی که در کنسر دنیائی بازی میکنند، ما نقش ملی خودمان را چنانچه نشان دادیم عمل خواهیم کرد و در مقابل هرگونه تجاوز جزاینکه سر تسلیم فرود نیاوریم و جان خودمان را فدا نکنیم چاره دیگری نداریم و این کار را خواهیم کرد زیرا ایران و ایرانی در اعماق قلبش ایران دوست است والا قادر نبود تاریخ مشعشع خودش را حفظ بکند (یک نفر از نمایندگان – به استثناء یک چند نفری که فرار خواهند کرد) ما آنها را ایرانی نمیشناسیم آنها را پارازیتها و زالوهای ایران میدانیم و بیان من هم در مورد همان زالوها است (صفائی – ولی منافع خودشان را بیشتر از همه میبرند) خوب شما قدرت داشته باشید جلوی منافع آنها را بگیرند این نقش ملی ما است که در مقابل هرزورو تجاوزی فقط جان خودمان را در دست بگیریم و سینه مان را سپر بکنیم این کار را من یقین دارم اکثریت ملت ایران، قاطبه ملت ایران خواهند کرد چون آنهائی که فکر فرار میکنند و میروند خیلی معدود هستند ولی یک نقش دیگر هم ایران دارد آن هم اهمیت جغرافیائی و اهمیت سیاسیش در دنیا است شما بروید و بگوئید اگر شما واقعاً میخواهید که ایران و موقعیت سیاسی و جغرافیائی ایران کمک شما باشد باید به این مملکت کمک کنید، دست تکدی دراز نکنید (صحیح است) بگوئید باید کمک کنید زیرا شما به ما احتیاج دارید و برای موقعیت ما است که ما را میخواهید (صحیح است) و اما ضمناًهم بگوئید که دیگر ایران رمقی ندارد (صحیح است) بگوئید اشغالگری شما بگوئید شما این مملکتی را که پل پیروزی نام نهادید اینها کمر این مملکت را خورد کردهاست و دیگر خون در عروقش نیست شما اگر بخواهید واقعاً باین کشور رمق بدهید باید بدون شرط، بدون چون و چرا به این کشور رمق بدهید، کمک بکنید آقایان اگر مریض خیلی سخت باشد اول بهش خون تزریق میکنند قبل از اینکه بدانند چه عملی باید با او بکنند خون تزریق میکنند تا رمقی در او ایجاد بکنند غیر از این است آقای دکتر؟

چرا تبعیض در اجرای قوانین این دستگاهها قائل میشوید مردم ناراحتند اعصابشان سالم نیست اقلا شب میخواهند یک ساعت بخوابند روز یک قوت لایموتی صرف کنند این توجه را بکند دولت این قانون اگر بیاید اجرا بشود آقایان نگویند مشکل است، این قانون اگر را نمیشود اجرا کرد، اگر دولت مجری قوانین است (کشاورز صدر – اینها که مخالفت است) اینها تذکر است این قانون چرا اجرا نمیشود چون در زمینه امنیت قضائی بنده عرض کردم البته این استدعا را هم دارم که جناب آقای وزیر دادگستری توجهی بفرمایند که قضات پاکدامن هم تشویق بشوند قضات پاکدامن فرق داشته باشند با غیر از آنهائی که نمیفهمند البته همه پاکدامنند ولی یک عده ممکن است شم قضائی نداشته باشند اقلا یک وجه تمایزی در این دستگاه قضائی وجود داشته باشد یک تذکر دیگری دارم که مربوط به خود مجلس است و آن این است که این قوانین که در آخر دوره ۱۵ بعجله از این کمیسیونها دربست تصویب شد، اینها هم قابل تجدید نظر هست و اگر مجلس شورای ملی و مجلس سنا فرصتی به دولت داد اینها را هم اصلاح کند (حاذقی ولی تا تجدید نظر، قانون است و باید اجرا شود) در قسمت اقتصادیات که در برنامه دولت اشاره شده همانطوری که در یک کشوری وجود قشون برای حفظ حدود و ثغور کشور لازم است و مورد احترام هست مبانی اقتصادی هم قابل توجهاست موضوع موضوع حیاتی است به این موضوع حیاتی توجه شایسته نمیشود آقای دکتر نصر وزیر اقتصاد ملی که تشریف ندارند که به مطالبی که عرض میکنم توجه پیدا کنند بنده با پدر ایشان سالها دوستی داشتم از تجار محترم ما بودند به فامیلشان ارادت دارم اما خود آقای دکتر تا عمل به ما نشان ندهند آن حسن شهرتی را که دارند بنده نمیتوانم تصدیق کنم البته مشهور است دکتر مردی است اقتصادی در امریکا موفقیت خوبی داشتهاست میگویند کتاب زیاد خواندهاند برنامه هم خیلی مینویسند اینها به درد این مملکت نمیخورد مملکت ما تشنه عمل است شهرت، درد این مملکت را دوا نمیکند از همان امریکائی هم که ایشان از آنجا تشریف آوردهاند مستشارها آوردهایم و کاری برای این مملکت انجام ندادند باری از دوش مردم برنداشتند ایشان برای حفظ موفقیت خودشان برای حفظ حسن شهرت خودشان اگر نمیتوانند کاری کنند که یک فکر دیگری بکنند و اگر توانا هستند که این گرههای اقتصادی را بگشایند این مشکلاتی را که به عنوان مقررات سالهاست چون تار عنکبوت پا زنجیر عرض کنم به دست و پای این مردم پیچیده باز کنند اینهمه مقررات و مشکلات در امر اقتصادی کمتر جائی از دنیا سابقه دارد با این همه مقررات فرصتی برای انجام کار اقتصادی برای یک فرد یا افراد اقتصادی باقی نمیماند اول دولت توجه کند این تشویب نامههای خلق الساعه را یک قدری جلویش را در امور اقتصادی بگیرد غالباً دیده شده که هنوز مرکب یک تصویب نامه خشک نشده یک تصویب نامه دیگر ناقصی صادر شده و تکلیف آدم معلوم نیست کدام را عمل بکنیم؟

۲ – قرائت نامه تودیع مقام ریاست نایب رئیس – تذکر راجع به صورت جلسه در صورتی است که یک اشتباهی باشد والا به عنوان اعتراض به صورت جلسه نمیشود نطق دیگری کرد (صحیح است) نامهای از آقای رئیس مجلس که در فرودگاه لطف کردهاند به عرض آقایان میرسد (به شرح زیر قرائت شد) بیست و یکم اسفند ماه ۱۳۲۸-مجلس مقدس شورای ملی، چون در نتیجه شدت کسالت به حکم ضرورت و به موجب تجویز پزشکان مسافرت ناگهانی برای معالجه پیش آمد با استفاده از تعطیل ۲۵ روز مجلس شورای ملی بارو پا عزیمت مینمایم و متاسفانه میسرنشد با فرد فرد آقایان همکاران عزیز تودیع کنم، لذا بدینوسیله تودیع نموده و از صمیم قلب توفیق آقایان نمایندگان محترم را در راه انجام وظایف ملی از خداوند مسئلت مینمایم.

موضوع دیگری که بنده میخواستم عرض کنم این بود که در جلسه گذشته راجع به دانشکده پزشکی صحبت کردم و آنهم ناشی از همین اصل که عرض کردم شدهاست برای اینکه آن قسمتی را که من تشکر کردم از خدمات رئیس دانشکده پزشکی و بعضی از افراد دانشکده که حقیقت زحمت میکشند برای دانشکده ابداً در روزنامهها درج نشده و این موجب گله همکاران من شدهاست و حال آنکه من خودم که در آن دانشکده هستم حق این است که بیشتر از آقایان احترام کنم حالا میخواستم خدمت آقایان عرض کنم که من در دفعه گذشته آنقدر که باید از آنهائی که خدمت میکنند ذکر کردم مخصوصاً رئیس دانشکده را ذکرکردم و این قسمت در صورت مجلس هم منعکس است، ما تمنا داریم از روزنامهها که این موضوع را توجه بفرمایند، رادیو هم اگر جناب آقای ساعد اجازه بفرمائید صحبتها را همانطور که در مجلس میشود منتشر کنند و یا اینکه در مجلس شورای ملی دستگاه ضبط صدائی باشد که بتوانند صحبت را عیناً نقل کنند.

نایب رئیس ـ آقای اردلان اردلان ـ جناب آقای وزیر دارائی در جلسه چهارشنبه ۱۷ اسفندماه ۱۳۲۸ مطلبی فرمودند از لحاظ اهمیت در مجلس سنا که بنده مجبور شدم این موضوع را در اینجا بحث کنم برای اینکه اگراین صحبت به زیان کشور تمام نمیشد بنده فرصت داشتم در موقعی که برنامه دولت جناب آقای ساعد مطرح میشود آن را عرض کنم ولی میترسم اولاًنوبت به بنده نرسد و این قضیه بماند تا بعد از تعطیل عید و این فرصت از دست برود و آن این بود که جناب آقای وزیر دارائی در بیانات خودشان فرمودند که در دوره گذشته برای اجرای برنامه ۷ ساله، لایحهای به مجلس شورای ملی داریم جهت نشر اسکناس و این لایحه معوق ماند و از مجموع بیاناتی که در مجلس سنا فرمودند اینطور استنباط میشد که این لایحه و اجازه نشر اسکناس برای اجرای برنامه ۷ ساله یک امر ضروری است از مخالفین سرسخت این لایحه در دوره گذشته بنده بودم و دلایل بسیارروشن و صحیحی داشته و دارم که ما در این چندسال اولی که حداقل دو سال یا سه سال که میخواهیم برنامه ۷ ساله را اجراکنیم به هیچ وجه احتیاجی به نشر اسکناس جدید نداریم و صحبت نشر اسکناس به عقیده شخص بنده و با مدارک و ارقامی که الان به عرض آقایان میرسانم موجب این میشود که اساساً برنامه هفت ساله اجرا نشود (صحیح است) (خسرو قشقائی – حالا هم نمیشود) آقایان نمایندگان محترم توجه بفرمایند که هزینه زندگی با تمام تدابیری که دولت میگوید اتخاذ میکنم باز هم پائین نیامده و بلکه بالاتر میرود وقتی بر قم نگاه بکنید میبینید اگر هزینه زندگی را در سال ۱۳۱۵حد وسطش را شاخص هزینه کل ۱۰۰ قراربدهیم در آبان ۹۳۵/۱۳۲۸ است یعنی بیش از نه برابر زندگی گرانست و در تمام مدتی که متفقین در ایران بودند و قشون آنها در ایران بود زندگی در حدود همین پایه بود و بین ۹و۱۰ برابر بود بنابراین از سال ۱۳۲۱ به بعد این هزینه زندگی هیچ وقت پائین نیامد مسلماً این یک دلیلی دارد آقایان نمایندگان محترم توجه بفرمائید در سال ۱۲۹۶ یک قحطی در ایران به وجود آمد قیمت همه اجناس رفت بالا، برنج که در حدود پنج ریال بود به ۳۰ ریال رسید ولی سال بعدش آمد پائین چرا از سال ۱۳۲۰ به این طرف هزینه زندگی که رفته بالا پائین نمیآید لابد یک دلیلی دارد جستجو بکنید، و در برنامه اگر به بنده فرصت رسید در این خصوص مفصل بحث خواهم کرد ولی چیزی را که در مقدمه عرض خودم عرض کردم این بود که ما احتیاج به انتشار اسکناس جدید نداریم شما تصور میکنید که یک فردی امروز با یک چمدان پر از اسکناس که در حدود پانصد هزار ریال باشد برود در یکی از کافههای شهرتهران بخواهد این را در ظرف چند ساعتی که در آنجا هست خرج بکند این برایش مقدور نیست، رستوران گنجایش این اندازه خرج را ندارد هر قدر سفارشی بدهد هر قدر شیرینی و چای و هرچه در آن رستوران باشد باز هم پول او زیاد میآید ما در کشوری زندگی میکنیم که در حدود سی کرور جمعیت دارد یک عده از افراد این مملکت که اکثریت این کشور را تشکیل میدهند در کارهای کشاورزی هستند که ما اگر بخواهیم آنها را از پشت گاوآهن برداریم، برعده بیکاران کشور افزدهایم بنابراین ما در حدود افراد بیکاری که در این کشور داریم باید یک کارهای تولیدی به تدریج بکنیم اگر شما بخواهید در آن واحد چندین کارخانه قند در ایران نصب بکنید و بکار بیاندازید در آن واحد راهها را بسازید، در آن واحد سدها را بسازید در عمل میبینید که آقا مقدور نیست این کارها را باید به تدریج انجام شود بتابراین ما در آن سالهای اولی که میخواهیم برنامه ۷ ساله را شروع بکنیم احتیاج به این اندازه پول نداریم و این صحبت نشر اسکناس جز اینکه هزینه زندگی را ببرد بالا کار دیگری نمیکند آن کارگری که ۳۵ ریال بر آورد کردیم که در انجام برنامه ۷ ساله به هر عملهای ۳۵ ریال بدهیم و اجرا بکنیم مزد عمله میرود بالا و تمام برآورد ما را به هم میزند، تمام نقشه ما را به هم میزند حالا بنده یک ارقامی را برای آقایان میخوانم خواهش میکنم که این ارقام را توجه بفرمائید.

آقای مکرم وآقا همه مثل هم هستیم همه یکی هستیم ملت مملکت راتشکیل میدهیم یعنی همه ما مال این مملکت هستیم (صحیح است) عرض کنم که این تقسیم اراضی خوزستان که همه را بشبهه انداخته (صحیح است) میشنوم که یک عدهای رفتهاند انسان مبهوت میشود که اشخاصی که شایسته نیست ونباید دراطراف شئون آنها این کلمات گفته شود میروند ودسته بندی راه میاندازند وباین صورت در میآید بعقیده بنده این چهار صد پانصد پارچه ملک یک سرمایهای است که از این سرمایه اگر با ایمان ودقت و توجه بخواهیم میتوانیم هم کارمندان دولت رامرفه کنیم و هم مازاد کارمندان را با رضایت آنها برکنار کنیم خدمتی است هم بمملکت شده وهم مملکت آباد میشود پریروز با جناب آقای جواد عامری سلمه الله تعالی داشتیم صحبت میکردیم که مملکت ما که هیجده میلیون و سیصد و چند هزار جمعیت دارد که در ستون ملاحظات باز اداره آمار مینویسد بواسطه نبودن وسائل و مامور عده زیادی از موالید ثبت نشده و همین طور در قسمتهای کنار مملکت شاید یک عشر از مملکت هنوز شناسنامه نگرفتهاند حالا بین الهلالین این عرض را میکنم یکی از اشتباهات دولت زمان جنگ گذشته این بود که آمار جمعیت کشور را روی ده میلیون حساب کرده و سهمیه قند و شکر وقماش گرفتند و طبعاً بازار سیاه تولید شد اگر آن روز فکر میکردند و سرشماری واقعی بود و برای ۲۰میلیون سهمیه میگرفتند اینطور یکدسته محتکر پیدا نمیشدندکه ۷۰میلیون تومان و صد میلیون تومان در ۶-۷سال پیدا بکنند بعد هم بروند آمریکا وبریش مردم بخندند(صحیح است)توجه میفرمایید اینها نکاتی است که تمامش علی الظاهر خیلی کوچک است لیکن در مملکتداری اینها بزرگ است اینها موثر است برای این ۱۶۰۰ پارچه ملک آقای مکرم خوب گوش کن (مکرم- متوجه هستم بفرمایید آقا) ۱۰،۲۰یا۳۰ملک را بفروشیم بطور مزایده با جناب آقای عامری صحبت کردیم برای این مملکتی که یک میلیون و هفتصد هزار کیلومتر مربع وسعت دارد ومامیخواهیم عمران بدهیم بحرف که نمیشود جمعیت تکافوی عملی این کار را نمیکند ما اول کاری که باید بکنیم باید سرمایهای پیدا کنیم که نسبت برعیت ونسبت بملک ونسبت بمالک یک عمل اساسی بکنیم وآن عمل شخم است شخم را باید مجانی بکنیم زمین را باید مجاناً برگردانیم ممکن است از مالکین یک ثلث اجاره تراکتور را بگیریم ولی اگر پانصد تراکتور هزار تراکتورتقسیم کنیم بده استان چطور میشود این کار را کرد (امامی اهری- فارسی تراکتور را بفرمایید) اینها لغات خاصی است و فارسی شده بعضی لغاتی را که فارسی کرده اندخنک شده ونباید اصطلاح کرد آقا لغاتی خاص مثل لغت تاکسی مصطلح شده اگر من میگویم فارسی لغات استعمال شود برای این که خواستم جلو بگیرم که اینقدر لغت جعفرخان از فرنگ آمده در مجلس و محیط مملکت استعمال نشود والا مگر تاکسی وسماور فارسی است؟

دیدگاهتان را بنویسید