لغت نامه دهخدا حرف ب

بسنده بودن با کسی؛ برابر بودن با وی در چیزی. ما بخطبه ای بسنده کرده ایم که ما از اهل بیت مصطفی ایم و تو قوت دین او کنی. آنجا که برات ما بسوته. زلف که موی مرتب سر باشد. بوته. زلف را گویند. و رجوع به بوته و شعوری ج 1 ورق 195 شود. اسپرک و رجوع به شعوری ج 1 ورق 175و 216 شود. بسنی. رجوع به بسنی شود. گاه «ایشان» را به «ایشانان» جمع بسته اند. هر چیز که بر کمر بسته و ساقها را بدان بپوشانند مانند لنگ و لنگی.

آرام یافتن بچیزی و انس گرفتن با کسی بلکه وجود او بسبب وجود چیز دیگری باشد چنانچه بعضی موحدان میگویند که وجود عالم پرتو وجود باریتعالی است، او بذاته وجود ندارد. اگر تفاوتهای تلفظی یا دستوری بهگونهای باشد که درک متقابل با ایرادات و دشواریهایی رو به رو باشد؛ تفاوت گویشی وجود دارد، یعنی در این حالت با دو گویش متفاوت از یک زبان رو به رو خواهد بودیم. وی سیزده ساله بود که پدر بزرگش را از دست داد، تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مدرسه شماره یک رشت به پایان رساند، سپس برای ادامه تحصیل به تهران رفت.

«میهن زرتشت در خاور ایران و بلخ بود. پسوا. نام شهری در پنجاه میلی ساحل جنوبی دریاچهء ارومیه. نام کوهی. گویند آن کوه مسکن کبوترانی است که میخوانند و بیان میکنند مقاصد مردم را. ژاله بود و آن را تگرک نیز گویند. محمد تونجی دکترای خود را در رشته ادبیات فارسی از دانشگاه تهران و دکترای رشتهٔ ادبیات عربی را نیز از دانشگاه بیروت دریافت کرده و جزء سرشناسترین کسانی است که در حوزه تأثیر ادبیات فارسی بر زبان عربی فصیح و محلی تحقیق کرده است و همچنین ۳۰ کتاب از فارسی به عربی ترجمه کرده است.

معین در فرهنگ خود از ۳۰۰ هزار فیش که با همکاری گروهی از دوستان فاضل و بالغ بر ۴۰۰ دانشجو در طی ۲۰ سال فراهم نموده استفاده کرده است. این فرهنگ نامه اولین بار در سال ۱۳۵۰ پس از درگذشت محمد معین با همت جعفر شهیدی چاپ گردید. ضعف لغوی زبان فارسى در بیان مفاهیم علمی و بطوراخص علوم دقیقه و تكنولوژیكی جدید، درپراتیک و بررسی فرهنگ ها به وضوح به چشم میخورد. نویسنده این فرهنگ محمد معین بوده است. در خاتمه قابل یاد آوری می دانم، که دوست دیرینم جناب آقای پروفیسر داکتر عنایت الله شهرانی که سالها پیش منحیث نقاش ماهر در کابل و حوالی آن شناخته شده بودند، بعد از اخذ شهادتنامه ٔ دوکتورای شان در مسلک پیداگوژی و روانشناسی، رو به سویی نویسنده گی کردند، و کتابهای زیادی نوشتند .

به همین خاطر از صاحبنظران خواهشمندیم که این کتاب کوچک را، منحیث یک اثر علمی مفید قبول نموده و در تکمیل و رفع نقایص آن در چاپ های بعدی کمک کنند. همچنین دستور بسیار ساده و کاملا با قاعده و یاد نشین و در عین حال پر توان این زبان، که آن را در شمار سادهترین زبانهای جهان ساخته بود (۷)، عامل بسیار مهم دیگری در رواج سریع این زبان بود. زبان فارسی تا زمانی که تنها زبان گفتار بود به آن دری می گفتند و نه پارسی، ولی پس از آنکه در میانه ی سده ی سوم هجری به جای زبان پارسیگ زبان نوشتار گردید نام پارسی هم بدان داده شد و از این زمان دارای سه نام گردید : پارسی، دری و پارسی دری.

اینها یک صفحه هم به پشتو نوشتن بلد نیستند ولی آله دست دشمنان افغانستان ساخته شده اند و اعمال بی خردانه از خود نشان میدهند. و تنها با یک کلیک شما را به جوابتان میرساند. دهی از دهستان باهو کلات بخش دشتیاری شهرستان چاه بهار با دویست تن سکنه. 1) یکی از جمهوریهای متحد یوگسلاویست با 52000 متر مربع وسعت و 3101000 تن جمعیت اسلاو. گفت این دختران را باین پسران خویش دادم هر یکی را ده هزار دینار کاوین کردم تو بدین بسنده کردی؟ ایلتمش با تماس های پیاپی خویش شماری از سخنسرایان را به قلمرو خویش جلب نمود، بدین وسیله عده ای علما و شاعران از ماوراءالنهر، خراسان وسایر کشورها وارد هند شدند درانجمله نظیری نیشاپوری و امیرروحانی سمرقندی از شهر بخارا بودند.

سوگند خورد بخدای و عیسی و انجیل و چلیپا که خاموش نباشم تا خون ابرهه نریزم و پای بر خاک یمن ننهم و سپاه را گرد کرد، خبر به ابرهه شد دانست که با وی بسنده نباشد و آن سپاه حبشه دل با وی دارند و با ملک خویش جنگ نکنند. 10- ( مربوط به صفحۀ شش ) بنظرمیرسد لغات فوق( جزآنهائی که صوت « پ » دارند ) اغلب ازطریق زبان عربی ازیونانی وارد فارسى درى كنونی شده است.

این کتاب مجموعه اي است از كاربردي ترين لغات زبان انگليسي كه هر زبان آموزي بايد آنها را به دايره واژگان خود بيفزايد همون طور که از اسمش هم پیداست نوشته لغاتی که واقعا لازم است . فقره ها و جمله ها و امثال حکم و اشعار تازی فزون تر گرديد و برخی از از مختصات صرفی عربی نيز در زبان دری وارد شد ، لغات مغلی و ترکی هم بيشتر درين زبان راه يافت.» (17) تا آنکه همراه با جنبش های تجدد خواهی بخصوص جنبش مشروطيت ، فصلی از رونق ادب دری مجددا گشوده شد ، در عصر تجدد خواهی نيز « به اثر ( باز شدن روابط ) و تماس با کشورهای غربی ، کلمه ها و مصطلحات بيشتر انگليسی و فرانسوی وارد اين زبان شده و در همين عصر که دوره ای ترجمه از زبانهای اروپايی است ـ مانند دوره غلبه ای زبان تازی ( از قرن ششم هجری تا همين اواخر) ـ بدبختانه از نظر برخی قواعد دستوری و طرز جمله بندی هم اندکی به زير تاثير زبانهای بيگانه کشانيده شده است.» (18) گروهی از دانشمندان با دستورهای زبانی غربی آشنا شده ، اين دستورها و يا دستورهايی را که غربيان برای دری زبانان نوشته بودند ، منبع تقليد خود قرار دادند.

و اصطلاحات عامیانه عمدتا در این گروه قرار میگیرند. پس از دسترسی تنظیم های ” جهادی” به قدرت دولتی افغانستان ، مرحلۀ دیگری از انحطاط ادبی در جامعۀ افغانی رونما گردید . اين وامواژههای شهروند زبان فارسي شده، چه بسا که به سبب ديگرديسی های گفتاری و نوشتاری و نيز پيچ و تابهای کاربردی و گستردهتر شدن بارِِ معنايی شان در ساختار و بافتارِ زبان ما، ديگر برای صاحبان اصلی شان شناختنی نيستند و به چشم و گوش و هوش آنان بيگانه می نمايند و حق هم جز اين نيست. پرنده ایست اجتماعی و اغلب به صورت دسته های خانوادگی یا گله های کوچک دیده می شود .

یاقوت این شهر را دیده و حمدالله مستوفی از باغستانهای پرمیوهء آن تمجید کرده است. ستم رسیده. مظلوم. جفا دیده. و مواعظ مذهبی بسیاری دربارهء مرگ و عزت نفس کم نظیر فقرا و خطابه های سوگواری در مرگ و در مراسم تشییع جنازهء بزرگانی چون هانریت دوفرانس(3)، ملکهء انگلستان، دوشس اورلئان، شاهزاده کنده(4)، میشل لوتولیه(5)، آن دوگونتزاگ(6) در حضور رجال و اعیان دولت کلیسا ایراد کرد که هر یک از آنها شاهکارهای فن سخنوریست. آنها به ياد داشتند كه دهخدا در زمان انتشار «صور اسرافيل» با نوشتن مقالات متعدد، به دفاع از مردم كرمان در برابر ستمگري شاهزاده نصرتالدوله (حاكم وقت كرمان) برخاسته بود.

جزو عثمانی بود و سپس بوسیلهء اتریش و هنگری اشغال و منضم بدان کشور گردید. و او شاگرد و جانشین ایلیای نبی بود. دارد بجاه خدمت او دل بسنده کار(1).فرخی. اگر خواهی بی رنج توانگر باشی بسنده کار باش. 1) – ن ل: دلپسند کار. 1) – Suffisant. (2) – ن ل: بگرد. 1) – ن ل: همی کرده اي. تا آنکه حق بایستد بر جای خود. آنکه دوشنده را رام باشد.

دیدگاهتان را بنویسید