لغت نامه دهخدا حرف ب

همچنين درمورد فارسي گويان اگرگفته شود : به تاريخ دانان محترم هويداست که اکثرأ درادوار تاريخ کارکنان درباري واموردفترداري شاهان تورک تاجيکها بوده اند وتحرير زبان فارسي به حروف الفباي عربي توافق نموده وشاهان تورک تحرير زبان فارسي را آسانتر دانسته درقلمرو خود لازمي پنداشته بحيث يک زبان درباري وهمگاني وبه قسم زبان دوم ويا بحيث يک لهجه اززبان خود ترويج داده اند. درزمان غزنويان تنهادردربار سلطان محمود غزنوي بيشتر از 400شاعر(اعم از تورکي زبان وپارسي زبان) به زبان دري شعر ميسرودند وازطرف سلطان تشويق وتفقدوصاحب انعام ها ميشدند ودرزمان سلجوقيها وتيموريها وبابري ها بدين منوال جريان داشته است ، حتي اميرتيمور صاحب قران کتاب ( منم تيمور جهانکشا) رابزبان پارسي نوشته بود ، همين سلطان وسلاله هاي تورکها بودندکه آموزش زبان دري را به همه کسان باسواد ضروري پنداشته وبدون تعصب آنرا ترويج داده اند،در1343 که قانون اساسي درلويه جرگه تصويب ميشد بعداز تلاش ومبارزات زياد وکلاي محترم دري زبان واوزبيک وتورکمن وهزاره ها اين حق را گرفتندکه درپهلوي زبان پشتو يکي اززبانهاي ديگر (دري يااوزبيکي) نيزموقف رسميت را احرازنمايد، دراين حالت وکلاي محترم هرسه قوم نشستي داشتند وکلاي محترم دري زبان نگاه بسوي وکلاي تورکي زبان دوخته حالت سکوت رااختيار نمودند، ولي وکلاي محترم اوزبيک وتورکمن سکوت را شکستانده گفتندکه مادرطول تاريخ حامي ومروّجين ،زبان دري بوده ايم بازهم ماپيشنهاد مينماييم که زبان دري درپهلوي زبان پشتوموقف رسميت را بخودبگيرد .

ودرصفحات کتاب (افغانان) جاي – فرهنگ – نژاد ،نوشته مونت استوارت اين را نيزتأييدنموده است : همچنان سيدجمال الدي افغان دراثرخود تاريخ الافغان پشتونهارا ازنسل دوسبط بني اسراييل نوشته است. مشکل مؤرخين دري زبان وپشتون هاي کنوني ما اينجاست که غرق درتعصب وغروراند آموختن وصحبت کردن بزبان تورکي (اوزبيکي و تورکمني) را به خود عيب واحساس حقارت ميکنند وبه آيت شريف (اِنماالمومنون اخوة فااصلحوابين اخويکم) وآيات کريمه که درآغاز اين نوشته آمده است کمتردقت ميکنند،وغيرازخود وزبان خود بديگران ازرشي قايل نيستند. بدين جهت آرياييهارانژاد قفقازي نيز ميگويندودرصفحة 153 همان کتاب اقتباس ازصـ 36 طوايف تورکمان ،صـ39تاريخ فتوحات مغول، صـ31و33 تاريخ تورکمن،صـ33و104جلد اول جامع التواريخ وصـ 174 شماره 16 مورخ 1366 مجلّه مشکوة، سينکيانگ مغولستان کنوني آسياي ميانه و قسمت شمال از افغانستان رامهد قديميترين آغاززندگي تورک، مغول و اويغور قلمداد نموده مينگارد:…

اما درصفحة 359 کتاب (افغانان) جاي – فرهنگ – نژاد،چنين ذکرميکند: دُرانيان راپيشتر ابدالي ميناميدند، تا اينکه احمدشاه درپي خوابي که روحاني معروف چمکني(چکمني) ديد، نام ابدالي رابه دراني تغييرداد… کلمه تاز، تازي ياتازيک اگر ازپارسي گرفته شده باشد ، تازنده و دونده تيزپارا ميگويد واگر ازکلمات تورکي گرفته شده باشد تازي نام جنس ديگري گفته ميشود که همه ي اين کلمات تات ؛ سارت تازيک وتاجيک بسوي يک معنا ومفهوم ميرود. بايد متذکرشدکه قدامت هرقوم ونسل ونسب متکي براسناد، آثار وفرهنگ تاريخي شان بحيث قدامت تاريخ آن قوم به اعتبارگرفته ميشود که درکدام دوره ها زيست داشته چه آثاري ازخودبجا گزاشته است وچه فرهنگي را دارابوده وباخود آورده است که سندوقدامت تاريخي آن قوم دانسته شود ،سوابق وقدامت شان درتاريخ برويت آن مداراعتبار قرار ميگيرد نه متکي به فرهنگ ستيزي وتاريخ ستيزي برديگران ونه هم برقراين وافسانه ها مثل شهنامه فردوسي که انعکاس وتصورات يک شاعربوده که ازروي افسانه ها برداشت نموده است .

به هرصورت اين بمعني آن نيستکه هرقوم وعروقي که زبان وفرهنگ خودرا تغييرداد نسب خودرا نيز تغيرداده باشد. مکررأ بايدمتذکرشدکه بامروّج وفراگيرشدن زبان دري درچندمملکت آسيايي وتبديل شدن آن بزبان مشترک به اين معني نيست که همه متکلمين اين زبان بصورت کل اصليت نسبي خودرا گم کرده تبديل به اصل ونسب اشکانيان يا ساسانيان شده باشند. ولي باوجوديکه ما تمام محافل بزرگ قومي را بارسم ورسوم شهري بزبانهاي دري وپشتو پيش ميبريم حتي دريک محفل بيست وسي نفري تورکها هم اگريک فردي ازاقوام ديگر موجودباشدبه بزبان دري صحبت مينماييم احيانأ اگر درچنين محفل که ازطرف تورکي زبانان تدويرهم گرديده باشد دونفربين خود بزبان اوزبيکي يا تورکمني صحبت نمايند حتي چنين واقع شده که همان فردمهمان زبان مارابه تحقيرگفته است که (بگذاريد قيلدينگ بيلدينگ را بزبان مسلماني گپ بزنيد) بي اعتنا به آيات متبرکه( اِنماالمومنون اِخوة فااصلحوبين اخويکم ) زبان ماراخداي ناخواسته زبان کفرودوزخي تلقي مينمايند ؛ باآنهم ما درمقابل ازگذشت، وحوصله کارگرفته ايم تادرمقابل آيات متبرکه فوق بي حرمتي نکرده باشيم، با استفاده از فرهنگ عالي و تاريخي خود ازخود تعصب نشان نداده ونميدهيم.

مر او را پدر هست مردي بزرگ نباید شدن با چنان کس سترگ. تعداد واژگان هر شخص با گذشت زمان افزایش می یابد. دیگران ما را هزاره گفته از حقوق ما محروم کرده تلاش می کنند که از مردم ما کسی نه به جایی برسد و نه مشهور شود. به همین خاطر از صاحبنظران خواهشمندیم که این کتاب کوچک را، منحیث یک اثر علمی مفید قبول نموده و در تکمیل و رفع نقایص آن در چاپ های بعدی کمک کنند. دیکشنری های زیادی وجود دارند که شما می توانید روی کامپیوتر خود نصب کنید.

از ویژگی های دیگر این دیکشنری عالی می توان به استفاده ساده، پشتیبانی از بیش از ۱۵۷۰۰۰ کلمه، سرعت جستجو و لود خوب، سازگاری با کیبوردهای فارسی، فعال / غیرفعال کردن تلفظ از قسمت تنظیمات، استفاده آفلاین، اضافه کردن لغات دلخواه به لیست علاقه مندی ها و .. اشاره کرد. جهت اثبات بازتاب ها و گفته های مذبور مان، میتوان کار کردهای زیر را که محصول بینش، تفکر، اندیشه، حوصله مندی و پشت کار موصوف را در بر دارنده است، نام برد.

به همين شکل ميتوان ادعاکردکه ايران از اير(مرد) تورکي گرفته شده که به آن با اضافه نمودن ا،ن جمع مرد ساخته اند (مثليکه درپاکستان درجمع نمودن کلمه خاتون» زن» تورکي خواتين ساخته اند ) ولي بدون اينکه به معني اصل کلمه بانديشند کلمه ايران را گرفته شده از ايريا ، آريا و آرين … و با گذشت سه قرن ، زبان فارسی نه تنها به عنوان ابزاری برای ارتباط های عادی و روزمره تبدیل شد ، بلکه موجب آفرینش یکی از غنی ترین شکل های ادب جهان گردید. A – بخشی از سرزمین های که در دوران اسلامی بنام ماوراءالنهر یاد شده اند ، در دوره های پیش از اسلام “سغد” خوانده میشد و به نظر مؤرخین، سمرقند مرکز سغد بوده است.

براعلاوه گروپي ازبني اسراييل (قبلأ زبانشان بايد عبراني باشد) وقالاچهاکه درفوق تذکريافت گروه ديگري از ابتدايي ترين انسانها دربين اين کوهپايه ها بنام (کرماشيها) زيست داشتند با آنها ملحق ميشوند که ازداشتن علايم انسانهاي ابتدايي آنها است که عبارت ازموجوديت درازي اضافه گي ايکه درختم پاييني ستون فقرات وعدم سنتي بودن ذکرايشان است ؛ که الي 40 سال قبل اين علايم در وجود شان ديده شده است. ضمن آنکه تحلیلی به زودی در سایت قرار خواهیم داد که اثربخشی مطالعه این سه کتاب را با زیر ذره بین در کنکور ۹۴ مقایسه می کند.

بسیاری از زبان آموزان با تماس های مکرر خواهان معرفی کتاب جامعی برای تقویت لغات زبان انگلیسی شان در حدی که بتوانند امور روزمره یادگیری زبان شان که شامل تقویت مهارت های Reading، Writing، Listening و Speaking می باشد انجام دهند، می باشند. ، لغت نامه ، منتخبات ، ترجمه های تحلیلی منظومه های قرون ۱۶- ۱۹، یادداشتهای جغرافیایی، تاریخی و اتنوگرافیک دربارهء افغانستان او را تشکیل دادند. سپس دودمان های مختلف در گسترش و ترویج آن از طریق دربار و بیوروکراسی سهم گرفتند که از آن میان مساعی خلجی ها و لودی های افغان و شاهان مغلی در آن دیار برجسته می باشد .

آن هم زبانی که زبان علم و دانش است و تا کاشغر که در چین امروزی قرار دارد، حضور علمی داشته و سعدی داستانی را از آن دیار در گلستانش می آورد که گویای این حقیقت است. وهمچنين درهردو زبان پسوند (ده)و (دي) درآخرجملات استعمال ميشود که درتورکي (دور، دير يا دي و ده) بجاي (است) ودرپشتوهم (دي و ده) بجاي (است) استعمال ميشود که هنوزهم دربين اوزبيکهاي مرکزميمنه ، قيصار، المار، وکهستانات فارياب بجاي دور يا دير دي (است) بيشترطرف استعمال قرار ميگيردکه نزديکيت هردو را نشان ميدهد. رمان رئالیست : آداب و رسوم اجتماعی را بیان می کند.

ثریا بنا به هنجارهای اجتماعی و التماس مادرش نمی­خواهد از صدیق طلاق بگیرد و از طرف دیگر اگر از صدیق طلاق بگیرد؛ نجیب با قدرتی که دارد، فرزندان­اش را از ثریا می­گیرد. پیشوند ها معمولا کلماتی جدید با معانی جدید می سازند اما پسوند ها اجزای کلام آن واژه را تغییر می دهند. در فتنه و بدی افکندن کسی را. بدست هجر ندادی کسی عنان فراق. مينويسند ودرغيرآن به ريشه وتاريخ کلمه بانديشند ومراجعه نمايند به زبان شناسان وکسانيکه به آن زبان تکلم ميکنند آنگاه مرتکب چنين اشتباه نميشوند ،هم ريشه آن پيداميشود وهم تاريخ وحقيقت بدست ميآيد. دراينجا اشتباه ميرود پشتونهاي سرحدات قالاچها وفارسي زبانهاي آن نيزتاجيک قالاچها بوده ازاحفاد تورک بودن ايشان را ثابت سازد.

مانند کلمه (افغان) برداشتيکه ازاين کلمه دارند ازروي معني تحت لفظي پارسي آن (ناله وفغان ) معنا ميکنند اگرمااين کلمه رااززبان تورکي بگوييم بالاي ما به غضب خواهندآمد، وگرنه اين کلمه افغان نيست بلکه اوغان است، کلمة مذکوردربين تورکها، حتي درزبان مردم پشه يي نورستاني وبلوچان وهزاره ها بلکه درزبان اکثريت مطلق مردم افغانستان اَوغن، اوغان، اوگن، اوگان مورد استعمال داردکه شروع ازقرن 19 (ع) افغان تحريروقبول شده است ، اگرخواسته باشيم به اين قوم پيشينه ديرينه ترداده باشيم يا اين را بپذيريم که :درسواحل بحيرة خزر( بحيرة کسپين کنوني)»خزر به عنوان قومي ازتورک نژاد» وجودداشته که بنام (اغوان) يادشده است بعضيها به اين معتقداند اين قوم ازآنجا آمده باگذشت زمان اغوان به اوغان تبديل شده است.اگراين کلمه را اوغان بپذيريم وازروي معني تحت لفظي آن قبول بکنيم وبه آن تاريخ وپيشينة بيشتربدهيم کلمة(اوغان) مستقيمأ معني تورکي دارد که اوغان آويغان يا آويگان يعني ازيک جهت به جهت ديگر تغييرحالت کرده وتبديل وضعيت نموده وگرايش کرده را ميگويد که اين کلمه باآمدن تورکها نامگذاري قوم گرايش کرده ازقوم تورک به قوم ديگرگرديده است.

درارتباط پشتونها: مؤرخين ومحققين ايراني يا ازروي بعضي ازتواريخ اسلام ويا ازروي افسانه ها بااحتمالات به اين باور شده اند که ابتدايي ترين اين قوم ازبني اسراييل اند . تورکي مروّج کشور وتاريخ آنها خالي ذهن ميمانند ، بدون دريافت ريشه اسما وتاريخ کلمات به تعبيرهاي خيالي به تحرير ميگيرند ويا ازروي تعصب وبدبيني ميخواهند معني اسماوکلمات مروّج تورکي راتغييردهند،مانندکه:(ايري تام)راحيرتان،بويني قره را شولگره، خواجه دوککه را خواجه دوکوه ، قوش تيپپه را خوش تيپه،تاش گزر، را تاجگزاروجنده که نام تاريخي علم مبارک ميباشددراين اواخرميخواهند به جهنده تغيربدهند ؛جهنده مي نويسند.

وازکلمات دري هم مانند جاي را حاي وجانرا حان .. ساخته اند. وديگر پارسي گويان عمومأ ازاقوام اتراک ميباشندکه دردرازناي تاريخ دري گوي وجذب وحذف شده اند. بايد متذکر شدکه پارسي ها واشکانيها ازقديم ترين اقوام پارسي زبانان که مانندپيشداديان، کيانيان ساسانيان وسامانيان ادامه هاي بعدي آنها ميباشند، دري زبانان يا پارسي گويان اصلي ميباشند وديگردري گويان باداشتن نسبتي هاي قومي باابتدايي ترين عروق پارسي زبانان داراي ارتباط نسبي نميباشند بلکه ازاقوام اتراک هستندکه تغييرزبان وفرهنگ نموده اند.

دیدگاهتان را بنویسید