لغت نامه دهخدا حرف ا (الف)

ترش رو گردیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). غلبه نمودن. (منتهی الارب) (آنندراج). غیوری رازی (از آنندراج). سوراخ کرده. (برهان) (انجمن آرا) (آنندراج)(1) (اوبهی) (سروری) (فرهنگ نظام) (از مؤید الفضلاء). بمعنی دست زده و لمس کرده و مالیده و آن را بسفته و سفته نیز گویند و سوده و سفته تبدیل یکدیگرند و بمعنی ساییده نیز آمده است. همچنین برنامه های دیکشنری وجود دارند که از تبدیل متن به گفتار پشتیبانی می کنند که این ویژگی زمانی بسیار مفید واقع می شود که شما نحوه تلفظ درست یک کلمه را نمی دانید. دیکشنری Babylon Pro (بخوانید بابیلون پرو) یکی از قدرتمندترین نرم افزارهای ترجمه زبان انگلیسی آفلاین و آنلاین کامپیوتر است که بیش از ۷۰ کشور و ۲۲ میلیون نفر از آن استفاده می کنند.

پس از انجام دادن خیانت خود شاه را در حال نزع رها کردند و یکی بسوی باختر و دیگری بسوی گرگان گریختند. مهارت یافتن کسی در علمش. فزونی یافتن کسی بر اصحاب خود. نماندش نزد کسی آبروی.فردوسی. سفر اول سموئیل 30:9 – 21) و همان مکانی می باشد که آن را وادی شریع گویند. دکتور ذبیح الله صفا یکتن ز محققین ایرانی، ادبیات و زبان را در سه قرن اول هجری به سه بخش جدا از هم تصنیف بندی نموده است: ادبیات عربی، زبان پهلوی و ادبیات دری. سرکه که در مقابل دوشاب است.

وگرنه هر که تو بینی ستمگري داند.حافظ. مرد باز دعا کرد و هر سه دعای او بشومی آن زن بباد رفت و از اینجاست که گویند: اشأم من البسوس. نام زنی است از بنی اسرائیل که شوهرش را سه دعا مستجاب شده بود و بشئومت و حماقت آن زن هر سه دعای او بی موقع ضایع و هدر شد. بنت منقذالتمیمیة نام افسانه ای زنی شوم که شوهرش را سه دعای مستجاب بخشیدند. نهضتی که در زمان فرمانروایی شاهان سامانی برای ترویج و بکار بردن زبان فارسی بجای تازی آغاز شد با سرعت تمام وسعت یافت تا آنجا که اندکی بعد، در روزگار غزنویان ، فارسی دری زبان ادبی کشور شد و صدها شاعر و نویسنده ٔ ایرانی به زبان ملی خود شعر سرودند و کتابها در رشته های گوناگون علمی و ادبی و تاریخی تألیف کردند و سپس در زمان شاهان سلجوقی این زبان در امور اداری و مکاتبات دیوانی هم جای زبان عربی را گرفت .

، لغت نامه ، منتخبات ، ترجمه های تحلیلی منظومه های قرون 16- 19، یادداشتهای جغرافیایی، تاریخی و اتنوگرافیک دربارهء افغانستان او را تشکیل دادند. مهاجران فراوان پشتون در ايران هم همگی ايران دوست هستند و اکثراً در افغانستان و پاکستان هم همين طور و گمان نمی کنم با با ريشه ی خودشان دشمنی داشته باشند. نهضت توابین و قیام مختار و خروج زیدبن علی و یحیی بن زید را رنگی خاص بخشیدند چنانکه در بعضی از منازعات خوارج نیز که در آن اوقات هدف مبارزه با بنی امیه و سیاست آنها بود، ایرانیها دست اندرکار بودند و چون سیاست بنی امیه مبتنی بر سیادت عرب و تحقیر موالی بود از دوام حکومت آنها ناراحت شده همواره مترصد اقدام به مخالفت با آنها بودند، چنانکه نه فقط با مختار و ابراهیم بن مالک بر ضد عبدالملک بن مروان قیام کردند بلکه به اتفاق عبدالرحمان بن اشعث نیز بر خلاف حجاج همداستان شدند علی الخصوص که خلفای بنی امیه (تقریباً باستثنای عمر بن عبدالعزیز) در امر جزیه و خراج خشونت و شدتی تمام بخرج میدادند و حتی نظارت در این امر دیوان خراج را نیز که تا عهد حجاج بدست کاتبان ایرانی و بزبان و بخط ایرانی بود بعربی تحویل نمودند.

مانند دیوان فاریابی – مشیر الدین بیلقانی – خاقانی. از نظر ساخت واژگان، زبان بلوچی زبانی ترکیبی است و در زمینۀ اشتقاق واژگان جدید میتواند یک زبان زایا و فعال باشد، همچنین این زبان در بعضی موارد، مقدار بیشتری از خصوصیات آوایی، واژگانی و دستوری زبانهای ایرانی قدیم را نسبت به دیگر زبانهای ایرانی نو، مانند فارسی نو، حفظ کرده است. همانطور که قبلاً هم بدان اشاره شد، یادگیری لغت انگلیسی جدید در قالب جمله بسیار موثرتر از به خاطر سپردن آن به تنهایی است. خانواده ام به من یاد دادهاند که چطوری غذاهای معروفمان را درست کنم. نام زنی از عرب که بواسطهء او جنگ عظیم میان دو قبیله واقع شد از این جهت در شآمت ضرب المثل گشت و گویند: هذا اشأم من حرب بسوس.

اما درقرن دوم و سوم هجری است که جرقه های ازین زبان که دران وقت لهجۀ رایج در یکی از روستاها یا شهری از شهرهای خراسان بود (به قول ابن مقفع که نخست زردشتی بود وبعد به نام عبداله مشهور گردیدونویسندۀ کتاب ادب الکبیر بود ودر سال 759 م توسط منصورعباسی به عمر 36 سالگی زنده سوختانده شد) درحوالی بلخ و حومۀ آن در کتب جغرافیا، تاریخ و ادب عربی دیده میشود که نمونه های آنرا داریم. اما اینکه مهد اصلی این زبان ناحیه ٔ شرق ایران است و یا از مدائن بدانجا رفته است دو نظر اظهار شده است : یکی اینکه این زبان مخصوص پایتخت و مخصوص کسانی بود که پیرامون شاهنشاه می زیستند و با کارهای دولتی مربوط بودند و نوشته ٔ خود را برای مقامات رسمی دولتی یا برای عموم ایرانیان می نوشتند؛ مأمورین و خدمتگزاران دولتی هم که در ولایات کار میکردند، و طبقه ٔ تحصیل کرده و تربیت شده و فرهنگ دیده ٔ تمام مملکت هم طبعاً در آن زبان استاد بودند، بعد از آنکه یزدگرد شهریار، آخرین پادشاه ساسانی ، ناچار شد در قبال حمله ٔ عرب ، تیسفون (یا مدائن ) پایتخت مملکت ایران را ترک کند و به داخله ٔ مملکت و روبه شرق و شمال شرقی سفر کند، تمامی درباریان که به چندین هزار نفر بالغ می شدند همراه او سفر کردند.

در زمان گشایش مدرسه علوم سیاسی وابسته به وزارت امور خارجه در سال ۱۲۷۸ شمسی، دهخدا در آزمون ورودی مدرسه شرکت کرد و در آن جا مشغول تحصیل شد و چهار سال بعد جزء اولین فارغ التحصیلان مدرسه سیاسی بود. این سردار خائن به دستیاری نبرزن(2)سردار دیگر داریوش و برازاس والی رُخَج و سیستان عهد و پیمان بسته و نقشهء خائنانه ای را پی ریزی کرده بودند که داریوش را دستگیر کنند و اگر اسکندر آنها را تعقیب کرد برای جلب ملاطفت وی ولینعمت خود را باو سپارند و پاداش خیانت خود را دریافت دارند و اگر توانستند از دسترس اسکندر بدور مانند، ممالک داریوش را بین خود تقسیم کنند و بجنگ با اسکندر ادامه دهند.

اصلاً واژگانی این چنین ندیدم که ندیدم. گشادن : پرویز گفت اي فاسق ترا با این ملک دادن و ستدن چه کار است. در برهان بمعنی نفرین و دعای بد آورده و بسوریده بمعنی نفرین کرده و با لام نیز بسولیده آمده و رشیدی ببای پارسی و شین معجمه نیز گفته است. نام زنی است از بنی اسرائیل که سه دعای مستجاب شوهرش را ضایع و باطل کرد و در شآمت و حماقت ضرب المثل گشت.

زن از وی برگشته ارادهء گناه و سیآت کرد. خشکبار از صادرات مهم کشور است. این کلمه در فرهنگ ها و متون فارسی به نسودی تصحیف شده است. 1) – در اقرب الموارد صفت آن «باسر» آمده است. كاربرد اين گونه تركيب ها، به منزله ی پذيرش دستور آن زبان ها و ناديده گرفتن استقلال دستوری و ساختاری زبان خويش است. حال برای تکمیل سایر مهارت ها باید از این سری های آموزشی نیز استفاده نمود. کار سازکننده را نیز گویند. بار نخست فارسی را به معنی مطلق زبان ایرانی آورده و زبانهای فارسی یعنی زبانهای ایرانی.

یکعده مشاهیر ودانشمندان که از سرزمین خراسان داخل هند شدند، ازانجمله شیخ صفی الدین کازرونی وعلی بن عثمان جلابی هجویری غزنوی مؤلف کتاب کشف المحجوب زبان فارسی را عالیترین وسیله پخش افکار وتعلیم وآیین وآداب خویش قرار دادند، وصبغۀ زبان دوم عالم اسلام گردید. آنگاه مرد دعای بد کرد تا زن به سگ مادهء بسیارآواز مسخ گردید. مرد دعا کرد و تیر دعای او به هدف اجابت رسید. 1) (مص) بسولیدن. نفرین و دعای بد کردن باشد. بد خواستن. لعنت کردن.

نفرین کردن. نفرین کنانیدن. بسوریدن. بشولیدن. پشولیدن. نفرین کردن باشد. برپای کردن. برپای داشتن. روی ترش کردن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) (ترجمان تهذیب عادل بن علی ص26). دراز شدن خرمابن. (از ترجمان تهذیب عادل بن علی ص 26) (تاج المصادر بیهقی): النخل باسقات لها طلع نضید. بالا رفتن شاخه های خرمابن و دراز شدن آنها. بالابرکشیدن. بلند شدن. (فرهنگ فارسی معین). فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7). سه فرسخ و نیم کمتر میانهء جنوب و مشرق گاوکانست.

به گزارش ایمنا استاد محمد معین را شاید بتوان وارث واژهها و پدر لغت نامه ایران بعد از دهخدا نامید. پسران شکایت پیش پدر آوردند که مردم ما را عیب میکنند دعایی کن تا الله تعالی او را بحالت اصلی بازگرداند. ناحیه ای است میان موصل و شهریست که سنگ آسیا را از آنجا می آوردند. بسوس چون اسکندر و سپاهیانش را نزدیک دید بشاه تکلیف کرد که بر اسب نشیند و با آنها بگریزد و چون شاه پیشنهاد خائنان را نپذیرفت دو تن از غلامان وی را کشتند و اسبانش را زخمی ساختند و زخمهای مهلک بر وی وارد آوردند.

جایگاهی است نزدیک کوفه که مهران بروزگار فتوح بدانجا نزول کرد. دهخدا برای تألیف این کتاب نزدیک چهل سال وقت صرف کرده و نزدیک صد نفر با وی همکاری داشته اند. 15 – امرای آق قوینلو با آمدن امیر حسن بیک به سال 882 ه . حدود نیمی از کتاب را واژگان با معنی و شاهد و نیم دیگر آن اعلام تاریخی و جغرافیایی است. اشبورقان، شبورقان و جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی شود. در حالیكه لغات فارسى معادل با حروف عربى تنها ( 9/43 % ) كل لغات را تشكیل میدهند،16منطقاً باید در جستجوی راه حل مناسبی بود. این سبک پیشنهاد می کند که زبان آموزان لغات را از طریق اصوات، لحن و صدای آن یاد بگیرند.

ناقه ای که بی ابساس دوشیدن ندهد. که من از گوهر و اصل و نژاد و فخر بی عارم. این مطلب نیازمند توضیحی است: پارسی باستان بدینگونه که در سنگ نوشتههای بیستون و تخت جمشید و نقش رستم و چند جای دیگر آمده است، نه میتواند در زمان خود زبان گفتار بوده باشد، و نه میتواند با گذشت پانصد سال، تا این اندازه که در زبان پارسیگ میبینیم، ساده گردد. زبان اوستایی که در غرب کویر ترجمه شده است، بسیاری از واژگان اوستایی را در غرب منتقل کرده است. وادیی است که در جنوب یهودیه واقع شده و داود با چهارصد نفر از بستگان خود از آنجا عبور کرد.

دیدگاهتان را بنویسید