لغت نامه دهخدا حرف ا (الف)

بنابران بجای اينکه ساختمان و نظام زبان دری را بروش مشاهده و استقرار شرح کرده باشند ، اصول و قواعد ساختمان و نظام عربی را بر دری تطبيق نموده اند و از تشريح ساختمان زبان دری چنانکه تویط اهل زبان بکار ميرفته غافل مانده اند.» (13) بررسی ها نشان ميدهد که « از اواسط قرن پنجم هجری ، نثر عربی در نثر دری تاثير کرد ، جمله ها طولانی شد و لغت های عربی رو به زيادی گذاشت.» (14 ) ولی اين افزايش در آن سطحی نبود که سبب تخريب زبان دری شود.

مکانی باید بزرگ و مناسب و وسایلی می خواهد کامل و سزاوار و موادی اصلی و سالم و بی عیب و صبر وحوصله ای باید که آزمایشات مکرر و ناکامی های اولیه، سازنده را نومید نسازد، پس از این مقدمه باید گفت: گردآوری نسخه های گوناگون مرکب از کتاب ها و مدارک مختلف عربی و نظم و ترتیب آن برای پرداختن کتاب و رساله و مقاله کار چندان دشواری نیست؛ اما انتقال تجربه ها و نشان دادن روش های عملی و نقل نسخه های مجرب بطوری که نویسنده در برابر کسانی که می خواهند با آن عمل کنند شرمنده نشود کار ساده ای نیست.

پسوندی مکانی است كه در فارسى، هنوزهم بكارمی رود، و درالحاق به اسم آنرا به صفت مبدل می كند و معنی آن: با، پر، آگین و… است. احمد علی کهزاد دراين ارتباط علاوه ميکند ؛ « زبان دری بعد از طی دوره نضج و قوام ادبی خويش درچهار قرن اول هجری در افغانستان بطرف غرب انتشار يافته و زبان پهلوی را به نقاط غربی عقب زد و جای آنرا اشغال کرد و به اصطلاح ملک الشعراء بهار بعد از تسلط دولت سلجوقی برعراقين ( 4 ) اين معنی قوت يافت. 13- ( مربوط به صفحۀ هشت ) كاتبان و وزیران سلاطین ترك ایران، طی ده قرن مردمان بومی و اتباع زیرفرمان آنها را « نوكر » خطاب می كردند.

16- ( مربوط به صفحۀ سیزده ) البته با اغماض و چشم پوشی فراوان: لغت رایج « دبیر» و مشتقات فراوان آن مسلماً از ریشه « تپیر» ایلامی اخذ شده است كه بمعنی كاتب، مَحَرِر ونویسنده است. علاوه بر این مزایا، یک دوره مفصل دستور زبان فارسی نیز در لغت نامه آمده است. اين پنج قرن که با آغاز جنبش تجدد خواهی پايان يافت ، زمانی رقت باری بود که ميتوان آنرا دوره ای انحطاط ادبيات زبانهای باشندگان خراسان از آنجمله ادب دری نيز نام نهاد.

معادن آهن در اراک، ملایر، کرمان، یزد، اصفهان، کاشان، دامغان، سمنان، خراسان، اطراف تهران، آذربایجان، گیلان، زنجان، خراسان و جزایر خلیج فارس میباشد. آنچه بر اطراف جامه دوزند. بنا به نظر صاحبنظران اين عرصه، تعاريفي كه از علوم در فرهنگ فارسي «محمد معين» ارائه شده، مربوط به 30 سال پيش است كه نياز مراجعهكننده را بر طرف نميكند و لازم است همچون ديگر فرهنگهاي لغت به روزرساني شود. ادب در لغت به معنی ظرافت و زیبایی است وبر دو قسمت است : ادب نفسی و ادب درسی.

زبان فارسی یا دری حدود دو هزار و پانصد سال پیشینه دارد که از آن حدود هزار سال نخستین زبان گفتار در جنوب غربی ایران و سپس حدود هزار و پانصد سال زبان گفتار و حدود هزار و صد سال اخیر آن، زبان نوشتار در بخش بزرگ سرزمین های فلات ایران بوده است و روزگاری به عنوان زبان فرهنگ و ادب، به کشورهای دیگر نیز نفوذ کرده است. این بود تعریف و تعبیر سیاست از دیدگاه فیلسوفان یونان و سایر مفکرین غرب و همچنان کسانی که متأثر از مفکوره های آنان هستند؛ اما از دیدگاه اسلام باید گفت که واژه «سیاست» ریشه در زبان عرب و نیز نصوص اسلامی دارد.

15- ( مربوط به صفحۀ یازده ) سید احمد كسروی ( تبریزی ) دركتاب زندگانی من صفحات ( 232 ـ 233 ) می نویسد: « تركی از دیدگاه كار واژهها ( افعال ) بفارسى برتری می دارد زیرا دیده شده در تركی پانزده گونه گذشته و چهارگونه اكنون ( مضارع ) بكار میرود و درحالیكه در فارسى در برابرآنها بیشاز چهارگونه گذشته و یك گونه اكنون شناخته نمی شود… برای نامیدن چادرنشینان دوره گرد مسلمان در هند به کار میرود.

« الف »علامت حرفی است که برخلاف سایرحروف بیصدا، از خودهیچ صدائی ندارد و لذا، جهت نمایش تمام صدا دارها( مصوّت ها ) ، بهمراه علامت دیگری برای مشخص کردن شان، بکارمیرود. شغنانی که در تاجکستان قرار دارد زبان شغنانی تحت تأثیر زبان روسی قرار گرفت، و شغنانی که در افغانستان باقیماند، دقیقاً زیر بار زبان عربی و پارسی دری درآمد، و این سرنوشت تمام زبانهای دنیا است. در زبان بابلی « غلّو » است كه معادل « بندكا » « بَدَ كَ » یِ پارسی باستان و « لی په » ایلامی دركتیبه بیستون است: داریوش اول مردم تمام کشور های فتح شده را که به او باج می پردازند، و مطیع امر او یند، بندگان خود می نامد( کتیبۀ بیستون: ستون اول، بند هفتم، شمارۀ نوزده ) « داریوش شاه گوید: این ( است ) کشورهائی که ازآن من شدند.

آه من العشق و حالاته. ای برادر من، ای عضو جدا از پیکر من، ای پشت و پناه طبیعی و هم سنگر من. اي كه ميراث نياكان اي زبان مادري ميدانم اين هم يكنوع پول بدست اوردن است گناه شمانيست بيكاريست. ولی چنين خطر متوجه زبان دری نبود بخاطريکه اين زبان برخلاف زبان پهلوی « از همه مزايای قابل زيست و بقا و رواج برخوردار بود و قابليت و استعداد کافی برای ترجمه از عربی به دری داشت.» ( 2) لذا توانست که مانند سابق به حيث زبان رايج باشندگان آريانا باقی بماند. پس ازاين همه نابسامانی ها و فترتی طولانی در ادب دری ، افغانستان وارد قرن بيستم شد.

حال آنکه يکی از صفات زبان دری حقيقی ، عدم دخالت زبان عربی است و قرن پيش از زبان عربی در افغانستان تشکل نموده بود. تا آنکه در زمان يعقوب ليث صفاری که موسس اولين دولت بومی اسلامی در سيستان بود ، کابل بطور نهايی مفتوح و زمينهً ترويج اسلام مساعد گرديد. قيام ابومسلم سبب شد تا باشندگان خراسان هويت فرهنگی شان را دوباره بيابند. اکثر دودمانهای حاکمهً خراسان چنانچه قبلا گفته شد ، به بسط و توسعه زبان دری علاقمند بوده و دراين راه خدمات بزرگی را انجام دادند.

چنانچه وقتی به اين دستور ها نظر بيندازيم گمان ميکنم که مولفان ، کتب صرف و نحو زبان عربی را اساس کار خود قرار داده ، اصول و کليات را از آنها ترجمه نموده و مثالها را تا حد ممکن از زبان دری آورده باشند. پس از دوره ای خلفای راشدين ، اموی های عرب ميان سالهای 661 تا 750 م سياست عربی سازی را در ممالک مفتوحه در پيش گرفتند. زيادت پذيرفت و دری زبانان به تاليف و تدوين آثاری در رشته های علوم دينی ، تاريخ و ادب به زبان خود دست يازيدند و پس از آن دوره های مختلف تاريخی و بتدريج در علوم لسان دری ، آثاری در خود اين زبان بوجود آمد و دستور نويسان و لغت شناسان نيز به تدوين لغات و قواعد صرفی ، نحوی و اشتقاقی زبان دری همت گماشتند.» (9) شکست اموی ها و مقاومت های مردم خراسان نه تنها پی آمد های در دامنه های هندوکش داشت ، بلکه اثرات آن ، مناطق همجوار را فراگرفته وسبب شد تا زبان و ادب عربی در فارس عموميت نيابد.

دیدگاهتان را بنویسید