(فرهنگ زبان شغنانی به زبان پارسی دری)

آشکارست که چه گونگی برخورد با زبان در هر يک از بخشهای طيف کاربردی آن با ديگر بخشها تفاوت دارد و بی پروايی نسبت بدين چندگونگی، می تواند مايهی آشفتگی و نا بهنجاری درگفتار و نوشتار شود. دو معضل مهم و نسبتن تاریک که کماکان درباره ی سرچشمهها و زمینههای روند ادبی کشور ما هنوز باقی است یکی چه گونگی پیدایش زبان دری است و دیگر چه گونگی پیدایش شعر عروضی فارسی پس از اسلام، زیرا ناگهان میبینیم که از اوان صفاریان شعر و نثر فارسی دری با حد معینی از پختگی دستوری و لغوی و قدرت معینی از بیان هنری و منطقی وارد صحنه میشودـ به قول رومیان قدیم مانند الهه ی خرد “آتنا” که تمام و کمال از پیشانی پدرش رب الارباب “ژوپیتر” به بیرون جستن کرد!

پس اگر امروز دست به کار نشويم و اين کار خطير را به پيش نبريم و زبانمان در برابر جهان بيدار و پويای امروز، همچنان ايستا و آشوب زده و خواب آلوده بماند، فردا بسيار دير خواهد بود و آيندگان گناه اين سستی و درنگ تاريخي را بر ما نخواهند بخشود. وظیفه ی یک مقاله ی محدود نمیتواند احاطه ی مسایل وسیع و بغرنجی مانند دوره بندی تاریخ ادبی ایران، اشکال مختلف ادبی شعر و نثر فارسی،انواع مختلف ادبی و سبکهای گوناگون نثر و نظم و بیان ارزش و مقام تاریخی ادبیات ایران باشد و به همین جهت، هدف ما در این مختصر تنها پرداختن به برخی نکات است.

نگارنده ی این سطور تمایل فراوانی داشت که در کنار کوشش ناچیزی که برای دادن یک چشم انداز از سیر جهانبینیها و جنبشها در تاریخ ایران انجام داده، به همین اقدام نیز درباره ی ادب فارسی دست زند. آن چه مسلم است، طرح این نوع مباحث برای انگیختن به تحقیق و تفکر بیش تر میتواند سودمند باشد و طبیعی است که در میان فرضیات مختلف باید چندان جمع و تفریق صورت گیرد تا مساله به شکل نهایی حل شود در همین گستره باید گفت که توسل به وسایل تحقیق عینی تاریخی به مراتب از انتزاعات تجریدی گران بهاتر است و نباید تنها با عصای خود راه رفت که به قول مولوی خطر شکاندن قندیلهای حقیقت درمیان است.

وی افزود: اهمیت هرنوشته ای را می توان از سوی نویسنده یا مترجم کتاب ، گستره جغرافیای نشر اثر و یا کسانی که این اثر را مورد توجه قرار داده اند می توان دریافت . قاعدتن باید فرض کرد که فارسی دری عهد ساسانی “پهلویمآب” تر بوده و سپس از آن دورتر شده است. البته اکنون دیگر آشکار گردیده است که واژه ی “عشق” در واقع واژه ای فارسی است که به زبان عربی رفته و دیگرگون شده دوباره به ما داده شده است . اما ديری نگذشت كه بيش تر مردم، نام های نونهاده را پذيرفتند و اين نام ها به درستی در زبان ما جا افتاد؛ به گونهای كه امروز اگر كسی نام های گذشته را بگويد، نادريافتنی و مايهی شوخی و خنده خواهدبود.

١٤ آنان تنها با پوسته و كالبد واژگان سر و كار دارند و نه با درونمايه و لايههای زيرين آن ها و گمان می برند كه آن چه اهل زبان از يك واژه درمیيابند، همان است كه در فرهنگ ها در برابر آن آمده و – براي نمونه – همين كه واژهی “ناسَره / ناپاك” معنی را با انبر از درون فرهنگ واژگان زبان درآورند و واژهی “سَره / پاك”ِچَم را با شور ميهني برجای آن بگذارند، كار تمام است! ما برای اين کارعظيم، همهی سرمايهها و بايستگی های لازم را در اختيار داريم (٢٢) و تنها نيازمند همت و دل سوزی و کوششيم.

اين زبان چکيدهی هزارهها انديشه و گفتار و کردارِ نياگان ما و گوهرِ جان و دل و روان آنان است و هر يک از ما بايد همواره خود را وامدار آن ديرينگان بداند و با همهی توش و توان خويش به ادای دينی که از اين رهگذر بر عهده دارد، بپردازد و زبان پيشينيان را بسيار توانمندتر و کارآيندتر از آن چه بوده است، بسازد. تر است این است که این کلمه عربی است چه اگر معرب از سنگ و گل بود وصف حجارة نمی آمد زیرا شی ء بخود وصف نشود. تردیدی نیست که مقدم بر همه ی ضرورتها، ضرورت آشنایی کامل با عربی کلاسیک است که بخش عمده ی آثار مربوط به معارف اسلامی بدین زبان از جانب ایرانیان و اعراب نوشته شده و آن ادیبانی که در این عرصه اطلاع کافی ندارند، قادر به استفاده از آثار مورخان و ادیبان عرب یا ایرانی عربی نویس (و مانند مثلن ابن مقفع و ابن جریر طبری و ابن خلدون و ابن خلکان و مسعودی و ابن اثیر و یاقوت حموی و بیهقی و ابن قفطی و مقریزی و جاحظ و ابوحیان و بسیاری دیگر که آثارشان از منابع مهم فرهنگ ماست) نمیشوند.

آن روشنفکران ایرانی که از مدارس قدیمه ما بیرون آمده و از تعلم صمدیه و صرف سیر آغاز کرده و تا مغنی و مطول رسیده و زبان عربی کلاسیک را میدانسته و به علوم ادبی علاقه داشتهاند، با آموختن اسلوب اروپایی ِ تحقیق، خیلی زود توانستند به کارشناسان معتبری مبدل شوند و گاه از معلمان باختری که غالبن کمیت آنان در فارسی و عربی میلنگید، در گذرند و نمونه های باارزشی از تحقیق و تحلیل عرضه کنند.

شاید بتوان دو پدیده معمایی “پیدایش زبان فارسی دری بعد از اسلام” و “پیدایش شعر عروضی فارسی پس از اسلام” را به نحوی که گفته شد حل کرد، یا حل شده انگاشت. پس از معرفی حرفه ای ترین دیکشنری های کامپیوتر در آخر پیشنهاد می کنیم از دیکشنری سبک و سریع ZDicxp آفلاین کامپیوتر که در پست برنامه های سبک و کاربردی که پس از نصب ویندوز به کارمان خواهد آمد معرفی کردیم هم استفاده نمایید. ١۵ اشتباه نشود؛ وقتی سخن از وامواژهها می گويم، مقصودم واژهای بيگانهای نيست كه دردهههای اخير، برخی از فارسی زبانان، آن ها را بی پروا و نادلسوزانه در بافت زبان فارسي به كار می برند، در حالی كه برابرهای فارسی رسا و روشن و پذيرفتنی براي آن ها هست يا می توان يافت.

ما فارسی زبانان امروز، در هرجای جهان كه باشيم، وظيفه داريم كه زبان فارسی را با هزاران واژه و تركيب از مادههای بنيادين اين زبان و وامواژه های پذيرفته از ديگر زبانها و جاافتاده و “فارسي شده” (٢٣) (خواه عربی تبار، خواه از تيره و تبارهای زبانی ديگر)، بی هيچ تمايزی ميان آنها، درچهارچوب ساختار و هنجار و دستور زبان فارسی، بگوييم و بنويسيم و برای يكايك واژهها و تركيبهای تازه كه در زبانهای بيگانه بدانها برميخوريم و بر پايهی ضرورتهای زندگی امروز، ناگزير از كاربرد مفهوم آن ها در زبان خوديم، واژهها و تركيبهای زنده و رسا و خوش ساخت فارسي پيشنهاد كنيم و بي هيچ هراسی از نيشخند گران جانان و بی پروایی فرنگی مآبان، آنها را به كار ببريم تا به ترين آنها بر بنياد قانون گسترش و گزينش، از سوی بيش ترين مردم اهل زبان پذيرفته شود و كاربرد قطعی و همگانی بيابد.

هندیlungī، از فارسی«لُنگی».لنگی که در هند، پاکستان و برمه مردان استفاده میکنند. کتاب ارزشمند المعجم الفضی یک فرهنگ لغت فارسی به عربی است که توسط دکتر رؤوف سهبانی از لبنان تألیف شده و تا حدود زیادی این مشکل را حل می کند. هر يک از ما با الهام گيری از وجدان و آگاهی فرهنگی مان، ملزم هستيم که هيچ گونه نابهنجاری را در گفتارها و نوشتارهای ديگران برنتابيم و بررسی و نقد هيچ اثری را به ساختارِ ادبی يا هنری يا دانشی و پژوهشی و درونمايه و دادههای آن محدود نگردانيم و از شيوه و شگرد نگارش فارسی آن آسان گير و بي پروا نگذريم و بر ناروايی ها چشم نپوشيم.

دیدگاهتان را بنویسید