زبـان وادبـیـات فـارســی

«به موجب بخش سی و دوم از کتاب بُندهش bon- dahesn که در آن از دودمان و نسب زرتشت یاد شده، با چهارده پشت به «منوچهر»- از پادشاهان نامی پیشدادی می­رسد. با توجه به دوره­ی اسطوره­ای پیشین و جوهره­ی شعری اوستا، این معنا درست­تر به نظر می­رسد. در شاهنامه فردوسی از زابلستان و زاولستان و زابل و زاول ۹۹ بار و از کابل و کابلستان و کاولستان ۹۶ بار، از قندهار ۲ بار، از نیمروز ۳۲ بار، از زرنگ ۲ بار، از سیستان ۳۱ بار، از هیرمند ۱۴ بار، از کلات ۱۰ بار، از بُست ۸ بار، از بلخ ۴۶ بار، از آموی (دریای آمو در شمال بلخ) ۱۰ بار، از زم (نام شهر و رودی در مرو) ۵ بار، از مرو و مرورود (شمال هرات) ۳۴ بار، از طالقان (در نزدیک مرورود) ۳ بار، از کوه البرز (جنوب بلخ) ۱۲ بار، از بامیان ۱ بار، از گوزگانان ۱ بار، از غرچگان ۲ بار، از پنجهیر ۱ بار، از بدخشان ۴ بار، از هری (هرات) ۱۷ بار، از پارس (در بلخ و شیراز) ۵۱ بار، از کرمان ۸ بار، از نشاپور ۵ بار، از شیراز ۷ بار، از صطخر ۱۴ بار (در رابطه با ساسانیان) از اصفهان ۱۰ بار، از مازندران ۸۴ بار، از ری ۳۱ بار، از آمل ۱۵ بار، از ساری ۶ بار، از قم ۲ بار، از همدان ۵ بار، از اهواز ۸ بار نام برده شده است.

ظهیرالدین بابرشاه کابل بنیانگذار این سلسله ذوق شعری داشت وبزبان ترکی طبع آزمایی میکرد. همچنان م. گ. اصلانوف نیز به میراث شعری خوشحال توجه کرده است که با دونمونهء چند شعر بینظیر شاعر دقیقاً نشان داد که شعر خوشحال خان همچون مأخذ دارای ارزش بزرگ تاریخی بوده و به آموزش جدی ضرورت دارد. برعلاوهء دیوان خوشحال در حال کنونی اکثر آثار وی چاپ شده اند که از آنجمله از داستان منظوم وی دربارهء آداب معاشرت بنام «فضل نامه» ، اثر آموزشی- تربیتی «دستارنامه» ، مجموعه شعری پیرامون توصیه های طب مردمی«طبیب نامه» ، مجموعیه رباعیات ، داستان منظوم تاریخی- اتنوگرافیکی «سوات نامه» ، اثر منظوم در مورد استفاده از پرنده های صیاد «بازنامه» و مجموعه اشعاردوران اسارت در هند «فراق نامه» میتوان نام برد.

مترجمان کمتجربه در این فنّ ظریف، ممکن است براین باور باشند که در زبان و ترجمه، درست همانند علمی دقیق، میتوان هر واژه و مفهومی را هم به طور دقیق تعریف و درک کرد، و هم آنها را به شیوهای شفاف با پیوندهای متقابل و کاملاً ثابت، از دو حوزهٔ زبانی متفاوت به هم اتصال داد. آيا تقسيم مردم افغان ( افغان به معنى پشتون و يا پتان در “افغانستان” و پاکستان دو زبان بکلى جداگانه را آورد. به همین دلیل برخی از واژه­های اوستایی به گونه­ی اصلی یعنی تلفظ و لهجه­ی شرقی، در متن­های پهلوی موجود است، اما عامه­ی مردم حوزه­ی غرب کویر، به درستی تلفظ نمی­توانند.

عامه­ی مردم مشکل بود. یعنی همان جا و قلمروی که نخستین بار زرتشت آیین خود را عرضه کرد و مورد پذیرش مردم قرار گرفت. نام ماد نیز در روی یکی از پنج شهری که ابن مقفع از آن جزو پنج شهرپارت نام برده است، یعنی نهاوند، بر جای مانده است. «در «دینکرت» یکی از نامه­ها که به دبیره­ی پهلوی بر جای مانده است، و گزیده­ی اوستای باستان است. امیدوارم که دیگر دوستان همچنین مقالاتی را بنویسند. طبری مورخ پیشگام اسلامی (قرن ۳ هجری) در تمام کتاب تاریخ خود عنوان ایران را به کار نبرده و تنها دو بار کلمه «ایرانشهر» و یکبار واژة «ایرانکرد» را به کار برده است.

آنان غالبا به جای ایران واژة ایرانشهر و فارس و فُرس و به جای ایرانی واژه فارسی را به کار برده اند. ۴- در مورد شاهنامه فردوسی باید گفت فردوسی در شاهنامه اش ایران را از فرات تا سند میدانسته البته شاهنامه یک افسانه است ولی فردوسی شاهان ساسانی را که برخواسته از سرزمین فارس ایران بودند و آثار تاریخی مکتوب در آن سرزمین بجای گذاردند را نیز ایرانی ذکر کرده نه پارسی ! با درود به همه پارسی زبانان در سراسر ایران فرهنگی عزیز و با سپاس از پژوهش تان، شوربختانه در ناخوداگاه این پژوهش مواردی را می توان یافت که مردود می باشد، پژوهشگر گرامی فرهنگ پارسی، نام ایران، زرتشت و دیگر استوانه های فرهنگ ایرانی را رندانه به سرزمین افغانستان تعلق می دهد !

اما مترجمان معاصر ایرانی واژگان فارس و فُرس و فارسی را به «ایران» و «ایرانیان» و «ایرانی» ترجمه کرده و آن را بر جغرافیای ایران امروزی تطبیق میکنند. در دوره سلطنت ساسانیان پایتخت ایرانشهر در عراق امروزی بود، لذا مورخان دورة اسلامی به نقل از پارسیان دوره ساسانی بابل (عراق) را دل و مرکز ایرانشهر نوشته و جغرافیای آن را چنین مشخص کرده اند. ندیده.نظامی. مجنون ستم رسیده را خواند تا دل دهدش کزو دلش ماند. پس از درگذشت معین، کار را سید جعفر شهیدی و محمد دبیرسیاقی و دیگران دنبال کردند. چند روز پیش در خنجان بغلان مردم ما از ظلم یک اقلیت کوچک به نام سالنگی به ستوه امده کار به درگیری مسلحانه کشید که یک نفر ما کشته شدند.

یکی از مصطلحترین کلماتی است که یک گویشور پایهای انگلیسی باید بلد باشد. این طور ترجمه ها به کلی نادرست و غلط انداز است. در تراکیه این رود موسوم به میرسین بود ولی اکنون آن را ستروما نامند. قومی را که تا چندی قبل تابع و خراج گزار و معرض نفرت و اهانت عرب بود جانشین عالی ترین مقامات کرد. اما این لغت نامه همچون لغت نامه های دیگر زبان های دنیا نیازمند به روز رسانی های ساختاری و مستمر است؛ چرا که هر دو سال یک بار فرهنگ نامه های مهم دنیا بازنویسی می شوند.

گردي ستوه.فردوسی. شب از حملهء روز گردد ستوه شود پرّ زاغش چو پرّ خروه.عنصري. با این حال، منابع دیگر استدلال کردهاند که «فرهنگ لغت شیزوپی» که ۸۰۰ سال قبل از میلاد گردآوری شده، قدیمی ترین لغت نامه تک زبانه است، برخلاف سایر منابع که آن را خلاصهای خوشنویسی میدانند. از آن چه در تاریخ و شواهد پالیدیم، این حقیقت به دست میآید که پارس تاریخی و سرزمینی همان حوزه هندوکش و بابا در مرکز افغانستان کنونی است که دیانت زرتشت از آن جا برخاسته و به هندوستان و عراق عجم و مازندران گسترش یافته است.

از مستندهای تاریخی به دست می­آید که پارس همان اوپائیری سئن اوستا و اپارسن کتاب­های پهلوی است و در پارسی دری نو به گونه­ی پارس خوانده و نوشته می­شود. مانند کسانی نیستیم که از دست بی پدری و بیچارگی و بی تاریخی ، با تاریخ و نام و هویت جعلی و دزدکی زندگی میکنند. و نیز از کسانی سخن می­گوید که در همین سرزمین زندگی کرده­اند. ۱۷ سرطان , ۱۳۹۱ ما افغانستا نیها نیز هزار بار از دروغ گو یان و مردمی که با هویت جعلی و سرقتی زندگی میکنند، نفرت داریم و می خواهیم که با منطق و اسندلال و اسناد تاریخی، تاریخ و هویت کشور و مردم خود را از آنها پس بگیریم.

چنان که گفته شد، در هیچ جای اوستا از هگمتانه (همدان کنونی) که از قرن هفتم پیش از میلاد پای­تخت ایران و شهر معروف دنیا بود؛ نامی نیست. گذشته از پای­تخت بودن هگمتانه، به قول پلوتارخس، شهر مذبور، مرکز روحانیت ایران باستان و اقامتگاه مغان بوده. ایران باستان ص767). || بمعنی برزخ است و برزخ (کرنت) را چنین می نامیدند. مقصود رضا شاه از این اقدام در گام نخست تدارک و تحکیم پایه های مردمی برای رژیم سلطنتی آنوقت ایران بود . در فرصت اثرگذاری زبان دری شاه طهماسب صفوی به زبان ترکی و به تخلص خطایی شعر می سرود و مجموعه می نگاشت.

شگوفائی ادب دری تا تسلط کامل انگلیس ها بر هند(1814م) ادامه داشت تا بالاخره پس از آنکه انگلیس ها بر تمامی ایالات آن سرزمین مسلط گردیدند . اين کتاب در مورد پادشاهان گورگانى که در هند حکومت نموده اند معلومات مفید و محقیقانه ارايه گرديده است. در هم آمیخته باشد که شبت را ریزه ریزه کرده در آن ریخته باشند و آن را دوراغ گویند. زبان شما افغانهافارسی نیست پشتو است.پس حق ندارید شاعران فارسی گوی را افتخارخودبدانید. و یا شاعر هم زمان او، قطران تبریزی همۀ امیران آذربایجان و اران را به فارسی مدیحه میسراید و یا عنصرالمعالی در همان زمانها از گرگان به گنجه میرود و در آن جا با امیر ابوالاسوار شدادی به فارسی سخن میگوید.

موبدان دورة ساسانی تاریخ و جغرافیای آریانا و پارس را از حوزة شرق کویر نمک به محیط غرب کویر منتقل ساخته و به آن رنگ بابلی (بین النهرینی) دادند. این جغرافیای ایرانشهر دوره ساسانی بود. بازار بورس چیست و چگونه می توانیم در این بازار سرمایه گذاری کنیم؟ بازار اوراق بهادار چیست و شامل چه بازارهایی می شود؟ همچنین تحلیل شما از زبان و مرزهای زبان پارسی بسیار دقیق و علمی می باشد. دری و پارسی دو تعبیر از حقیقت یگانه­ای است که به یک حوزه­ی سرزمینی و فرهنگی پیوست دارد.

برخی از همین گزارش­ها که به «زند» نامبردار بود هنوز در دسترس ما هست. ما از خود پدرران نیک نام و تاریخی داریم. زبان پراتیک زنده و خود متغیر است و نمی توان آنرا درچوکات های فکری و اداری داخل نمود. آنکه ستر بود و اسب زیر من اندر خر است وآنکه بدي تازنه در کف من خرگواز.لامعی. علامه حبیبی بعد از برگشت ازپاکستان در سال 1345ش به ریاست انجمن تاریخ افغانستان برگزیده شد که درطول ریاست خویش کتاب های زیادی را نوشته یا تصحیح نموده، وبه چاپ رسانده است.

دیدگاهتان را بنویسید