دریاچه بایکال روسیه

نبود دولتی مقتدر در افغانستان، ساخت سد کجکی بر روی هیرمند، نصب و به کارگیری انواع پمپ در مسیر رودخانه هیرمند جهت کشاورزی توسط کشاورزان افغان، خشک شدن دریاچه هامون را در پی داشتهاست. در سال ۱۳۲۸ کارخانه برق ساوه با مشارکت عدهای سهامدار و به صورت خصوصی با خرید دو موتور مولد برق شروع به ساخت و در سال ۱۳۲۹ به بهرهبرداری رسید و سپس در سال ۱۳۴۱ نوسازی و گسترش یافت.

دریاچهی بایکال میزبان حدود ۲,۶۰۰ گونهی جانوری است که بیشترشان بومی هستند و دوسوم از آنها در هیچجای دیگر جهان یافت نمیشوند. برای این پهنه (پهنه بوستان) احداث 21 برج برنامه ریزی شده است که پیشرفت های فیزیکی زیادی نیز داشته است. در این موزه شما میتوانید اشیای مختلفی از جمله انواع ظروف سفالی، کتب خطی و دستنویس، سکههای تاریخی، قفلهای قدیمی،سنگ قبرهایی مربوط به دوران قاجار و… رییس تنها مرکز تحقیقات گوارش و کبد گیلان اگرچه با معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی گیلان در خصوص پایین بودن آمار مبتلایان به سرطان در ایران نسبت به میانگین جهانی موافق است اما در عین حال معتقد است گیلان در زمینه ابتلا به برخی سرطانها از جمله سرطان روده بزرگ، روی شیب تند افزایشی قرار گرفته؛ بطوری که در 15سال گذشته، میزان بروز سرطان روده در گیلان 2برابر شده است.

پویش علل و عوامل شکل گیری این رویداد، تغییر در بستر هامون از طریق افزایش ارتفاع را تأیید میکند که حاصل از انباشت رسوب های بادی به واسطة احداث موانع در مسیر حرکت طوفان های شن است. بنابراین این خلقیات و عوامل معنوی و فرهنگی باید یکطوری در ساختمان منعکس شوند. از آنان پرسیدم. گفتند: این دروازه تبع نهادست و به زبان حمیری برین آهن نبشته است کی درّه صنعا تا سمرقند هزار فرسنگ است . ◙ در میان آنان فقط من بودم که دودل و سرگردان و سر در گریبان بودم.

در میان آن دو کوه سبز و سفید، در کنار آن چشمۀ نازنین، توی آن چادر سیاه، در آغوش آن مادر مهربان. گرده: پشت، بالای کمر / کَهَر: اسب یا استری که به رنگ سرخ تیره است / کُرَند: اسب که رنگ آن میان زرد و بور باشد / تاخت و تاز: دواندن / به تیر دوختند: تیر زدند / دلاویز: پسندیده، خوب، زیبا / گرمسیر: منطقهای که تابستانهای بسیار گرم و زمستانهای معتدل دارد؛ مقابل سردسیر/ گرما را به گرمسیر سپردند: ترک کردند / قلمرو ادبی: چشمههای زلال در انتظارشان بود: جانبخشی / بی کران: بی کناره، کنایه از پهناور / …

سر در آوردم: کنایه از این که کارمند … این دریاچه از دو چاله جدا از هم تشکیل شدهاست. خشکی دریاچه نه تنها گرد و غبار را به گسترهی پهناوری از پیراموناش می بَرد، بلکه سدی در برابر گردافشانی گلها نیز هست. مشکل خشکسالی و کمآبی استان سیستان و بلوچستان، موضوع جدیدی نیست بلکه مدتهاست که ریشهدار و برای مردم این منطقه آزاردهنده شده است. آدرس : استان مازندران، نوشهر، روستای ملاکلا، 5 کیلومتری روستای چلندر، دریاچه ممرز (تالاب ارواح): روی نقشه ببینید! رود خانه ارس یا به گویش محلی آراز چایی، مهمترین و پر آب ترین رودخانه شمالی ایران در منطقه آذربایجان است كه از غرب جلفا در استان آذربایجان شرقی تا اصلاندوز مغان در استان اردبیل در طول نوار مرزی ایران و جمهوری آذربایجان و ارمنستان و جمهوری خودمختار نخجوان با طول 910 كیلو متر جریان دارد.

قوبول درهسی در یک کیلومتری غرب قریه چناب از توابع هوراند (دو کیلومتری جاده اهر – کلیبر) پشت کوه سنگی مرتفعی واقع شده است، در مقابل آن، کوه هشتسر قرار دارد که به روایتی مسکن اصلی بابک خرمدین بوده است. با آنکه گفته میشود قالب قطعه، شعری است که از وسط شعر قصیده برداشته شده است، اما تفاوت اساسی که این قالب شعری با قالب شعری قصیده دارد این است که بیت مَطلَعی که در قطعه است مُصَرَّع نیست. زدم : کنایه از این که ناگهان و به مدت کوتاه به جایی رفتن / دلم گرفت: کنایه از اینکه اندوهگین شدم / چشم پوشیدم: کنایه از صرف نظر کردم / حلقه به درها کوفتم: کنایه از سراغ موارد مختلف رفتم/ از…

تلاش کردم و آن قدر حلقه به درها کوفتم تا عاقبت از بانک ملّی سر در آوردم و در گوشۀ یک اتاق پرکارمند، صندلی و میزی به دست آوردم و به جمع و تفریق محاسبات مردم پرداختم. ◙ بیش از دو سال در بانک ماندم و مشغول ترقّی شدم. باید عزیزان و کسانت را ترک گویی و به همان شهر بی مهر، به همان دیار بی یار، به همان هوای غبارآلود، به همان آسمان دود گرفته بازگردی و در خانهای کوچک و کوچهای تنگ زندگی کنی و در دفتری یا ادارهای محبوس و مدفون شوی تا ترقّی کنی.

روزی نبود که به فکر ییلاق نباشم و شبی نبود که آن آب و هوای بهشتی را در خواب نبینم. نکته مهم در مورد مصرف گیاهان دارویی این است که آنها میتوانند با داروهای مصرفی تداخل داشته و اثرات آن را کم و یا زیاد کنند. از آنجائیکه صعود بر قله این کوه و ملاحظه دقیق این ساغری برای مردم آنجا کاری آسانی نیست لذا ریزش مداوم این قطرات باران برای اکثریت مردم شکل معمای مقدسی را بخود گرفته است. وسعت و شکل دریاچه متناسب با ورود آب و میزان بارندگی آن در فصول مختلف سال متفاوت بوده و سطح آب دریاچه پیوسته در نوسان است.

تصدیق قشنگی به شکل مربع مستطیل بود. مزایای قانونی تصدیق و نام و نشان مرا با خطّی زیبا بر آن نگاشته بودند. بنای شهر مذکور بر لب دریای مرو واقع شده، عمارات بسیار از سرای و دوکان کردهاند از مردم هر ولایت در آنجا جمع شده، سرگرم عمارت و تجارتاند. باز زین و برگ را بر گردۀ کَهَرها و کُرَندها نهادند و سرگرم تاخت و تاز شدند. قلمرو زبانی: زین و برگ: تجهیزات اسب مانند: زین و افسار و … قلمرو زبانی: عدلیه: دادگستری / تیزبال: تیزپرواز، تیزپر / طفیلی: منسوب به طفل، وابسته، میهمان ناخوانده، آن که وجودش یا حضورش در جایی، وابسته به وجود کس یا چیز دیگری باشد / قلمرو ادبی: سری …

لقب بازار مرزی جلفا که به بازار روسها معروف است، از همینجا میآید. شهر پرند که اکنون ایستگاه مترو شهری تهران و حومه نیز به آن رسیده است، به فرودگاه بین المللی امام خمینی نزدیک است. آشنایی در کوچه و محلهّ نماند که تصدیق مرا نبیند و آفرین نگوید. سرانجام تصدیق گرفتم. تصدیق لیسانس گرفتم. لیسانس داشتم. لیسانس نمیگذاشت که در ایل بمانم. به کتاب و مدرسه دل بستگی داشتم. با طی حدود ۲۰ کیلومتر به ابتدای دریاچه خواهید رسید و اگر مسیر را ادامه دهید، بعد از حدود ۵۷ کیلومتر به روستای مهارلو خواهید رسید. دریاچه مهارلو در گذشته وسعت بسیار بیشتری نسبت به دریاچه کنونی داشته و امروزه متاسفانه در حال خشک شدن است.

دیدگاهتان را بنویسید